سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)

اولین روز از ماه ذی الحجه که دارای دو عید مبارک قربان و غدیر نیز است سالروز ازدواج زیباترین پیوند آسمانی در جهان اسلام می باشد که نمونه تکرار نشدنی در تاریخ می باشد.در این روز فرخنده، حضرت علی (ع) با برترین بانوی جهان پیمان عشق بست و خدا، والاترین فرستاده خویش را بر این پیمان گواه گرفت. برکت ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا، عمری به گستردگی آفتاب دارد، هم‏چنان که یاد و نام آن در تاریخ برای همیشه ماندگار شد.ازدواج حضرت علی

ازدواج حضرت علی

روز ازدواج علی و فاطمه

خواستگاری حضرت علی از فاطمه و روز ازدواج  علی و فاطمه

 

نخستین روز از آخرین ماه قمری، سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) به عنوان روز ازدواج نامگذاری شده است و روزی مبارک برای همه نوگامانی است که دل به زندگی فاطمی داده ‏اند تا شادی خود را با خاطره همیشه روشن آن روز مبارک، پیوند زنند. ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه (س) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم (ص) بر آن مباهات می کردند. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

 فاطمه زهرا (س) دختر پیغمبر اکرم (ص) و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و کمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد و به عالی ترین کمالات انسانی آراسته بود. 

پیش از حضرت علی علیه السلام افرادی مانند ابوبکر و عمر آمادگی خود را برای ازدواج با دختر پیامبر(ص) اعلام کرده بودند و هر دو از پیامبر(ص) یک پاسخ شنیده بودند و آن این که درباره ازدواج حضرت زهرا (س) منتظر وحی الهی است. 

هنگامی که حضرت علی علیه السلام برای خواستگاری فاطمه علیهاالسلام رفت، پیامبر در خانه ام سلمه بود. حضرت علی علیه السلام در زد. ام سلمه پرسید:کیست؟ قبل از پاسخ خواستگار، پیامبر دستور داد:«در را باز کن و بگو داخل شود. کسی پشت در است که محبوب خدا و رسول است». حضرت علی علیه السلام وارد شد، سلام کرد و در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله نشست. چشمان خود را بر زمین دوخت. شرم از پیامبر (ص) مانع گفتن خواسته اش می شد. پیامبر(ص) که خود حضرت علی (ع) را بزرگ کرده و از روحیات او باخبر است، سکوت را شکست و فرمود:«می بینم برای حاجتی اینجا آمده ای. خواسته ات را بر زبان آور و آنچه در دل داری بازگو که خواسته ات پیش من پذیرفته است». 

حضرت علی (ع) با سخنانی شیرین خواسته اش را چنین بازگو کرد:«پدر و مادرم فدای شما، وقتی خردسال بودم مرا از عمویتان ابوطالب و فاطمه بنت اسد گرفتید. با غذای خود و به اخلاق و منش خود بزرگم کردید. نیکی و دل سوزی شما درباره من از پدر و مادرم بیشتر و بهتر بود. تربیت و هدایتم به دست شما بوده و شما ای رسول خدا به خدا سوگند ذخیره دنیا و آخرتم می باشید. ای رسول خدا! اکنون که بزرگ شده ام، دوست دارم خانه و همسری داشته باشم تا در سایه انس با او، آرامش یابم. آمده ام تا دخترتان فاطمه را از شما خواستگاری کنم. آیا مرا می پذیرید؟» چهره پیامبر چون گل شکفته شد. گویا انتظار این لحظه را می کشید. خوشحال شد، ولی جواب قطعی را برعهده حضرت فاطمه (س) گذاشت.

پس از انجام خواستگاری و مراسم عقد وقت آن رسید که حضرت علی علیه السلام برای همسر گرامی خود اثاثی تهیه کند و زندگی مشترک خود را با دختر پیامبر(ص) آغاز کند. در آن زمان تمام دارایی حضرت علی علیه السلام منحصر به شمشیر و زرهی بود که می توانست به وسیله آن ها در راه خدا جهاد کند و شتری نیز داشت که با آن در باغستان های مدینه کار می کرد و خود را از میهمانی انصار بی نیاز می ساخت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پذیرفت که حضرت علی علیه السلام زره خود را بفروشد و به عنوان جزئی از مهریه فاطمه سلام الله علیها در اختیار پیامبر بگذارد. 

زره به چهارصد درهم به فروش رفت. پیامبر قدری از آن را در اختیار بلال گذاشت تا برای حضرت زهرا(س) عطر بخرد و باقیمانده را به عمار یاسر و گروهی از یاران خود داد تا برای فاطمه (س) و علی (ع) لوازم منزل تهیه کنند. از صورت جهیزیه حضرت زهرا سلام الله علیها می توان به وضع زندگی بانوی بزرگوار اسلام به خوبی پی برد.

 

مهریه حضرت زهرا (س)  الگویی برای پیوندهای امروزی 

پیامبر گرامی اسلام (ص) ازدواج دخترش را به ساده ترین و راحت ترین شیوه انجام داد تا برای همه جوانانی که در آستانه زندگی مشترک هستند، سرمشق نیکویی باقی بماند. مهریه 500 درهمی برای فاطمه علیهاالسلام مهتر زنان نیز، به همین هدف صورت گرفت. در روایات، افزون بر این مهریه که جنبه مادی و مالی دارد، مهریه های معنوی دیگری نیز برای آن بانوی بزرگ گفته شده است. در روایتی می خوانیم که حضرت زهرا علیهاالسلام از پدر تقاضا کرد که آن حضرت از خدا بخواهند تا مهریه اش را شفاعت از مسلمانان گناهکار قرار دهد. این خواسته حضرت مستجاب شد و فاطمه علیهاالسلام شفیع و واسطه بخشش گناهکاران قرار گرفت.

 

سوره هایی که بر ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) دلالت دارد، کدام است؟

در قرآن آیه ای وجود ندارد که به صورت مستقیم به ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) اشاره کرده باشد. ولی آیاتی وجود دارد که به گونه ای مرتبط و مناسب با این رویداد است.

آیه انتهایی سوره «کوثر»، دشمن پیامبر(ص) را مقطوع النسل می داند و عنوان می کند که خدا به پیامبر اکرم(ص) خیر کثیر عطا کرده است و می دانیم که با ازدواج امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) بود که نسل حضرت پیامبر(ص) ادامه پیدا کرده و گسترش می یابد. 

آیه ای از سوره «رحمن»:در این سوره چنین آمده:«مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ... یخَرُجُ مِنهْمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجَان»؛ دو دریا را روان کرد تا با یکدیگر تماس پیدا کردند... از آن دو مروارید و مرجان بیرون می آید. در تفسیر این دو آیه، در روایات آمده که منظور از دو دریا حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و منظور از مروارید، امام حسن(ع) و مرجان، امام حسین(ع) است. 

درس هایی که از ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) باید گرفت

از ماجرای ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه علیهماالسلام نکات بسیار جالبی را می آموزیم که اگر خواهان سعادتیم و پیروی راستین اسلام، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آنکه ساده زیستی در تمام شئون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد و گرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ذهن های کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها می افتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگین تر می شود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را می گیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی می کشاند و بر فساد و نابسامانی های روانی و مشکلات اخلاقی می افزاید.

در جریان ازدواج آن دو بزرگوار که به فرموده حضرت رسول(ص) خداوند فاطمه را به ازدواج علی در آورد نکات بسیار مهم آموزشی و الگویی وجود دارد که از آن جمله می توان به کفو و همتا بودن، خواستگاری بدون واسطه، قناعت، دوری از اشرافی گری و تجملات، سخت نگرفتن بر همدیگر، ملاک قراردادن معیارها و خصوصیات معنوی و دینی و اخلاقی، مهریه پایین، بنا کردن زندگی بر پایه محبت و عشق واقعی از روی شناخت، حجب و حیا و... اشاره کرد. به این خاطر است که یک پیوند با این ویژگی ها پیوند آسمانی لقب می گیرد که رضایت خدا و رسول خدا (ص) در آن وجود دارد.

قطره ای از دریا؛
قرآن پاسخ می دهد: انقلابی بودن مهم است یا انقلابی ماندن؟
حوزه/ پیروزى در یك مرحله از آزمایش، كافى نیست. افرادى در بعضى از مراحل موفق مى ‏شوند، ولى در مرحله ‏اى دیگر شكست مى ‏خورند. در این داستان گروهى رهبر را بخاطر فقر نپذیرفتند، گروهى در آزمایش شكم، شكست خوردند و گروهى در برخورد با دشمن خود را باختند.

 

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله مباحث تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه 249 سوره بقره پرداخته است.

* آيه               

فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَليکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاَّ قَليلاً مِنْهُمْ فَلَمَّا جاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ قالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرينَ

* ترجمه                      

پس هنگامى كه طالوت، سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: خداوند شما را به یك نهر آب آزمایش مى ‏كند، پس هر كه از آن بنوشد از من نیست و هركس از آن نخورد از من هست، مگر آنكه با دست، مشتى برگیرد (و بیاشامد.) پس (همین كه به نهر آب رسیدند،) جز اندكى همه از آن نوشیدند، سپس هنگامى كه او و یاوران با ایمان او از آن نهر گذشتند، (و دشمن را دیدند) گفتند: امروز ما توانایى مقابله با جالوت و سپاهیان او را نداریم. امّا آنها كه اعتقاد داشتند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز قیامت ایمان داشتند) گفتند: چه بسا گروهى اندك كه با اذن خدا بر گروهى بسیار پیروز شدند و خداوند با صابران (و استقامت كنندگان) است.

* نکته ها                     

كلمه «جنود» جمع «جُند» به معناى لشكر است و حضور چندین لشكر بعد از اعراض گروه ‏هایى از مردم، نشانه كثرت جمعیّت آنان است.

این آیه خبر از مردودى گروه زیادى از بنى ‏اسرائیل مى ‏دهد كه از صحنه آزمایش نوشیدن آب و تحمل تشنگى، سربلند بیرون نیامدند. امّا این گروه باقیمانده، آزمایش دیگرى داشتند كه آزمایش روحى و معنوى بود. وقتى آنان با سپاه انبوه جالوت مواجه شدند، گفتند: ما توانایى مقابله با این سپاه مسلح را نداریم. ولى آنهایى كه به روز قیامت ایمان داشتند، گفتند: پیروزى به دست خداست، اى بسا گروه ‏هاى اندك كه به اذن خداوند بر سپاهیان بزرگ پیروز مى ‏شوند.

پیروزى در یك مرحله از آزمایش، كافى نیست. افرادى در بعضى از مراحل موفق مى ‏شوند، ولى در مرحله ‏اى دیگر شكست مى ‏خورند. در این داستان گروهى رهبر را بخاطر فقر نپذیرفتند، گروهى در آزمایش شكم، شكست خوردند و گروهى در برخورد با دشمن خود را باختند.

طالوت در ابتدا جمعیّت را به خود نسبت نداد و نفرمود: «جنوده»، بلكه فرمود: «بالجنود» گرچه لشكریان انبوه بودند و فرماندهى او را پذیرفته ‏اند، ولى هنوز میزان فرمانبرى آنان را آزمایش نكرده است، ولى بعد از آزمایش، به خود نسبت مى ‏دهد. «فانّه منّى»

امام باقر علیه السلام مى ‏فرماید: افرادى كه تا آخر كار به طالوت وفادار ماندند، سیصد و سیزده نفر بودند. [تفسیر نورالثقلین، ج‏1، ص‏251]

حساب دو گروه روشن است، هر كس ننوشد قطعاً خودى است و هر كس بنوشد قطعاً بیگانه است، ولى كسانى كه با مشت نوشیدند، نه خودى هستند و نه بیگانه. باید آنان را نه مأیوس كرد و نه مشمول الطاف. لذا براى «من اغترف غرفة بیده» نه كلمه «منّى» بكار رفته و نه «لیس منّى».

كسانى كه دستشان به اموال مردم یا اموال دولتى رسید، ولى با كرامت و زهد از كنارش گذشتند و حرص و طمع آنان را آلوده نكرد، حزب اللّهى هستند و كسانى كه پشت خود را با ذخیره اموال مى ‏بندند، مؤمن واقعى نیستند. «فمن شرب منه فلیس منّى و من لم یطعمه فانّه منّى»

* پيام ها                      

1- یكى از وظایف فرمانده نظامى آن است كه نیروهاى رزمى را از تماشاچیان جدا سازد. «فصل طالوت بالجنود»

2- یكى از راه هاى آزمایش، ممنوعیّت ‏هاى موسمى است. راحت طلبى و عدم تحمل فشارها و سختى ‏هاى موسمى و موقّتى، با سلحشورى سازگارى ندارد. «انّ اللّه مبتلیكم بنهر»

3- قبل از برخورد و مقابله با دشمن، باید تمرین مقاومت كرد. «مبتلیكم بنهر»

4- مدیر باید نیروهاى غیر مفید را طرد كند. «فمن شرب منه فلیس منّى»

5 - تسلیم فرمانده بودن، رمز موفقیّت است. «من لم یطعمه فانّه منّى»

6- حسابِ نیازِ ضرورى، از حسابِ رفاه كامل جداست. «الاّ من اغترف غرفةً بیده»

7- كسانى كه از میدان امتحان پیروز بیرون آیند، اندك هستند. «الا قلیلاً»

8 - انقلابى بودن مهم نیست، انقلابى ماندن مهم است. در این ماجرا شعار دهنده بسیار بود، ولى آنان كه در آزمایشات موفق شدند، اندك بودند. «الاّقلیلاًمنهم»

9- ایمان به معاد و وعده ‏هاى الهى، توانایى ایستادگى در برابر سختى ‏ها و مشكلات را ایجاد مى‏ كند. «ملاقوا اللّه»

10- ایمان، درجاتى دارد. با اینكه گروهى همراه با طالوت بودند و به او ایمان داشتند و از نوشیدن آب هم گذشتند؛ «آمنوا معه» ولى هر مؤمنى رزمنده نیست، تنها مؤمنانى رزمنده هستند كه به لقاء اللّه ایمان داشته باشند. «یظنّون انّهم ملاقوا اللّه»

11- فراوانى عِدّه و عُدّه‏ى دشمن در برابر اراده ‏ى خداوند چیزى نیست. «كم من فئة قلیلة غلبت فئة كثیرة باذن اللّه»

12- نیروهاى كیفى بر نیروهاى كمّى برترى دارند. «كم من فئة قلیلة غلبت...»

13- مؤمن مخلص، پیروزى را از خدا مى ‏داند. «باذن اللّه»

14- مسلمانان اگر صبور و پایدار باشند، نباید از تعداد زیاد دشمن هراس داشته باشند. زیرا خداوند با صابران است. «واللّه مع الصابرین»

خبرگزاری حوزه گزارش می دهد؛
محرومیت زدایی از فقر فرهنگی و عقیدتی، شعار گروه جهادی ولیعصر(عج)/ خودسازی و دیگرسازی هدف اردوهای جهادی است
حوزه/ارودهای جهادی حرکتی انسان ساز است که چند سالی به همت جهادگران بسیجی، طلاب، ودیگر اقشار جامعه برنامه ریزی شده است و محرومیت زدایی از فقر فرهنگی و عقیدتی شعار گروه جهادی ولیعصر(عج) است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه» از اصفهان، آغاز فصل تابستان و تعطیلی کلاس‌های درسی حوزه و دانشگاه به نوعی فصل اردوهای جهادی دانشجویان و جوانان محسوب می‌شود، جوانانی مومن و متعهد و خداجویی که با شعار «کار برای خدا خستگی ندارد» کوله بار عشق را برای عمران و آبادنی میهن خویش از خانه و کاشانه خود در دل شهرها برمی دارند و به سمت دورترین  و محروم ترین مناطق می روند.

میلاد شادفر طلبه پایه هفت  مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج) حوزه علمیه اصفهان که بیش از 10 سال است در امر تشکیل اردوهای جهادی طلبگی و دانشجویی در مناطق مختلف محروم استان و  خارج استان فعالیت دارد در  گفت وگو با خبرگزاری «حوزه» دراصفهان اظهار کرد: ارودهای جهادی حرکتی انسان ساز است که چند سالی به همت جهادگران بسیجی، طلاب، ودیگر اقشار جامعه برنامه ریزی شده است زیرا بسیار بودند افرادی که در این ارودها سیر کمال و سعادت را طی کرده و این حرکت خودجوش قدمتی به اندازه یک دهه دارد که بنای آن بر عشق، ایمان، خدمت به محرومان نهاده شده است مهر و بصیرتی که ره آورد انقلاب اسلامی ایران است در این حرکت خود جوش موج می‌زند و خود نمایی می‌کند.

وی تصریح کرد:گروه جهادی حضرت ولیعصر(عج) متشکل از طلاب و دانشجویان ارزشی که به فرمان امام خامنه ای به خدمت رسانی و کمک به مردم کم برخوردار هستند.

مسئول گروه جهادی ولی عصر(عج) افزود: این گروه در زمینه عمرانی، فرهنگی، بهداشتی و اشتغال‌زایی در رده سنی کودک، نوجوان و جوان در مناطق محروم خدمت رسانی می کنند.

وی در ادامه بیان کرد: این گروه از سال ۹۰ آغاز به کار کرده و تاکنون بیش از 10 ی جهادی برگزار کرده که عمده این اردوها در استان چهار محال و بختیاری، کهکیلویه بویر احمد و مناطق شرق استان و حتی استان کرمانشاه برای کمک رسانه به زلزله زدگان بوده است.

شادفربا اشاره به این که محوریت اصلی ما کارهای فرهنگی و عمق بخشی به احکام و عقاید است و محرومیت زدایی از فقر فرهنگی موجود در مناطق روستایی و محروم را شعار خود قرارداده ایم، تاکید کرد: البته کارهای عمرانی نیز برای اثبات نیروهای جهادی در این اردوها انجام می گیرد

 

وی اذعان کرد: اردوی جهادی امسال با محوریت اموزشی و عمرانی طرح ریزی شده است، در این دوره که به  صورت تخصصی با کمک آموزش و پرورش برگزار شده برای دانش آموزانی که در دروس ضعیف هستند با بهره گیری از اساتید و طلاب و برگزاری کلاس های تخصصی در یک دوره 7 روزه در استان چهارمحال و بختیاری اجرا شده است.

مسئول گروه جهادی ولی عصر(عج) در رابطه با ضرورت حضور طلاب در اردوهای جهادی عنوان کرد: اردوی جهادی یک شمشیر دو لبه است که لبه اول آن برای خود افراد مفید است و موجب خودسازی می شود و لبه دوم خدمت رسانی و آبادانی برای عموم مردم محروم و کم برخوردار است، براین اساس برای طلاب خوب است در این اردوهای جهادی حاضر شوند و از نزدیک با مشکلات مردم روبرو شوند.

وی ابراز کرد: زمانی که یک طلبه جهادی مومن و متعهد با عنوان بسیجی به روستاهای دورافتاده می‌آید این فرد پرچم‌دار اسلام و ولایت است و وقتی مردم می‌بینند که این جوانان در موقع نماز همگی به نماز جماعت ایستاده‌اند بسیار تاثیرگذار است و ما این را به عینه می‌بینیم و این تاثیر عملی اردوهای جهادی است و مهمترین ثمره اردوهای جهادی لبخند رضایت بر لبان مردم است.

شادفر پیرامون مزیت وجود گروه جهادی ولیعصر(عج) خاطرنشان کرد: خوبی این گروه جهادی این است که متشکل از دانشجویان و طلاب است و این امر باعث وحدت و الفت دانشجویان و طلاب و بالعکس شده و براین اساس دانشجوها با زندگی طلبگی آشنایی پیدا کرده و طلاب نیز از دغدغه های دانشجویان نیز با خبر می شوند.

وی در پایان یادآور شد: حضور روحانیان و مبلغان به مناطق محروم سبب تقویت انقلاب و روحیه مردم می شود و ظرفیت ها و استعداد های منطقه شناسایی و شکوفا خواهد شد.

گفتنی است این گروه جهادی در حال حاضر در حال ساخت خانه عالم در روستایی به فاصله 200 کیلومتری از شهرکرد در مرز استان خوزستان و چهارمحال و بختیاری به نام روستای لندی هستند.

 

به همت مدیریت حوزه علمیه تهران:

تجمع طلاب تهرانی با شعار «روحانیت صدای مردم» برگزار می‌شود
حوزه/ مرکز مدیریت حوزه علمیه استان تهران در راستای دفاع از حقوق ملت ایران تجمع «روحانیت صدای مردم» را با هدف مطالبه‌گری موثر و جدی از قوای سه گانه برگزار می کند.

حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا شاه جعفری در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» در تهران، با اعلام این خبر افزود: تجمع بزرگ اساتید و طلاب بسیجی استان تهران در راستای حمایت از مطالبات اقتصادی و معیشتی مردم شنبه 20 مرداد 97 ساعت 10 صبح و با حضور اساتید و طلاب بسیجی استان تهران در محل مدرسه علمیه مروی برگزار می‌شود.

معاون تهذیب حوزه علمیه استان تهران افزود: این تجمع با شعار «روحانیت صدای مردم» برگزار می شود و هدف از آن یک میتینگ سیاسی نیست بلکه مطالبه اقدام موثر و جدی از قوای سه گانه خواهد بود.

وی گفت: در تجمع بزرگ «روحانیت صدای مردم» حضرت آیت‌الله تحریری تولیت مدرسه علمیه مروی، آیت‌الله رشاد رییس شورای حوزه علمیه استان تهران و حجت الاسلام والمسلمین گواهی مسؤول سازمان بسیج اساتید، طلاب و روحانیون کشور به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت.

ادب چیست و از که آموزیم؟
حوزه/ امام صادق (عليه السلام) فرمود: پدرم مرا به سه نكته ادب كرد... فرمود: هر كس با رفيق بد همنشيني كند، سالم نمي ماند و هر كس كه مراقب و مقيد به گفتارش نباشد پشيمان مي گردد و هر كس به جاهاي بد، رفت و آمد كند، متهم مي شود.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، تربیت اسلامی از توصیه های بزرگان دین برای مسلمانان است که در شماره های گوناگون، بخش های مختلفی را تقدیم حضور مخاطبان گرامی خواهیم کرد.

* ادب

از قيمتي ترين سرمايه ها و ميراثهاي حيات آدمي «ادب» است، حتي بالاتر از ثروت و سرمايه است (ادب مرد، به ز دولت اوست).

در بر خورد ها چيزي به زيبايي و جذابيت ادب نمي رسد. بايد آن را آموخت، به كار بست تا روابطي سالم و احترام آميز و پايدار ميان افراد، حاكم شود. اما همين واژه متداول و مشهور، گاهي تعريفي ناشناخته و حدّ و مرزي مبهم دارد. ازاين رو مناسب است كه بر مفهوم و جايگاه و شرايط آن، تأملي مجدد داشته باشيم و بدانيم كه به راستي «ادب چيست؟»

ادب چيست؟

اين صفت كه سر مايه ارزشمند رفتاري انسان و رسالت پدر و مادر و مربي است بر چه پايه هايي استوار است؟ آيا يك خصلت دروني است؟ آيا رفتاري اجتماعي است يا حالتي روحي؟ رمز اينكه انسان ازافراد مؤدب، خوشش مي آيد چيست؟

وقتي سخن از«ادب» به ميان مي آيد، نوعي رفتار خاصّ و سنجيده با افراد پيرامون (از كوچك و بزرگ و آشنا و بيگانه) در نظر مي آيد. اين رفتار كه از تربيت شايسته نشأت مي گيرد، به نحوه سخن گفتن، راه رفتن، معاشرت، نگاه، در خواست، سؤال، جواب و ... مربوط مي شود.

ادب، هنري آموختني است. مي توان گفت:«ادب، تربيت شايسته است»، خواه مربي، پدر و مادر باشد، يا استاد و مربي.

امام صادق (عليه السلام) فرمود: پدرم مرا به سه نكته ادب كرد... فرمود: هر كس با رفيق بد همنشيني كند، سالم نمي ماند و هر كس كه مراقب و مقيد به گفتارش نباشد پشيمان مي گردد و هر كس به جاهاي بد، رفت و آمد كند، متهم مي شود: «ادبني ابي بثلاث... قال لي:يا بني! من يصحب صاحب السوء لا يسلم و من لا يقيد الفاظه يندم ومن يد خل مداخل السوء يتهم.»[1]

آنچه در اين حديث مطرح است، ضابطه داشتن «دوستي» و «گفتار» و«معاشرت» است. دوست داري با تو چگونه رفتار كنند؟ نام و لقب زشت بر تو نگذارند؟ مگر نَه اينكه از توهين و تحقير و استهزاي ديگران نسبت به خودت ناراحت و رنحيده مي شوي؟ مگر نه اينكه دوست داري در جمع مردم، مورد تكريم و تشويق و توجه قرار گيري؟ يكي از نكات مهم مربوط به معاشرت، آن است كه آنچه را درباره خود نمي پسندي، در باره ديگران هم روا نداني و آنچه نسبت به خويش دوست مي داري، براي ديگران هم بخواهي و آنچه را در كار ديگران زشت مي شماري، براي خود نيز زشت بداني. اگر از كارهاي ناپسند ديگران انتقاد مي كني، همان كارها و صفات در تو نباشد. اين نوعي «خود ادب كردن» است و كسي به اين موهبت دست مي يابد كه از فرزانگي و هوشياري و عقلانيّتي تيز و بصير برخوردار باشد. به فرموده حضرت امير (عليه السّلام):

«كفاك ادبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غيرك»؛[2]

در ادب كردن تو نسبت به خويشتن، همين تو را بس كه آنچه را از ديگري ناپسند مي بيني از آن پرهيز كني.

هر كس حدّ و مرز خود را بشناسد و از آن فراتر نرود، داراي ادب است. بي ادبي، نوعي ورود به منطقه ممنوعه و پايمال كردن حدّ و حريم در برخورد هاست. اين سخن بلند علويّ را هم در اين زمينه بخوانيم كه فرمود:

«افضل الادب ان يقف الانسان علي حده و لا يتعديّ قدره»؛[3]

برترين ادب، آن است كه انسان بر سر حدّ و مرز و اندازه خويش بايستد و از قدر خود فراتر نرود. ادب، به خودي خود يك ارزش اخلاقي و اجتماعي است و ارزش آفرين، هم براي فرزندان، هم براي اولياء كه تربيت كننده آنانند.

ادب در هر كه و هر كجا باشد، هاله اي از محبت و مجذوبيت را بر گرد خود پديد مي آورد و انسان با ادب را عزيز و دوست داشتني مي كند.

ادب، خودش يك سرمايه است و هر سر مايه اي بدون آن بي بهاست.

مدالي است بر سينه صاحبش كه چشمها و دلها را خيره و فريفته مي سازد.

آراستگي هر چيزي به چيزي است.

آن گونه كه علم، با حلم آراسته مي گردد،

وشجاعت، با گذشت و عفو زينت مي يابد،

و ثروت، با انفاق و بخشش، ارزش پيدا مي كند،

حسب و نسب هم با ادب، ارج مي يابد. شرافت نسب و اعتبار خانوادگي و آبرو و وجهه اجتماع، بدون داشتن ادب، آرايشي سطحي بر چهرهاي زشت است. اين سخن حضرت علي(عليه السلام) است كه:

«لاشرفمعسوءالادب»؛

با بي ادبي؛ هيچ شرافتي نيست.

كسي كه بي اصل و تبار و نسب و حسب باشد، اگر ادب داشته باشد، شرافت مي يابد.ادب حتي نسب و تبار نامناسب را هم مي پوشاند. كلام اميرالمؤمنين( عليه السلام) چنين است:

«حسنالادبيسترقبيح النّسب»[4]

- نشانه ها و جلوه ها

هر يك از ادب و بي ادبي نشانهايي دارد. شناخت ادب هم جز با توجه به نمودهاي بي ادبي ميسر نمي گردد. اين نمودها و نشانه ها و علايم، هم در گفتار نمايان است، هم در رفتار و برخورد.

اگر عاقلانه زيستن و متانت در گفتارو وقار در رفتار، نشانه ادب است. بي خردي، گفتار زشت، بددهاني، تند خويي زشت گويي، دشنام و توهين، سبكسري و خيره سري، لجاجت و عناد و ... هم بي ادبي است.

اگر كنترل دوستيها و معاشرتها ادب است، بي ادبي يعني رفت و آمد با افراد ناباب و بي دقتي در گزينش دوستان و بي تعهدي در مجالستها و رفاقتها. آنكه زشت گفتار و بد زبان است، به تعبير حضرت علي( عليه السلام) از ادب بي بهره است: «لا ادب لسيي النطق.» [5]

كسي كه در برخورد با افراد، حاضر نيست از آنان با عظمت و تكريم ياد كند و مدام به استهزاء ديگران و غيبت آنان مشغول است، آنكه ياوه ديگران را با ياوه و دشنامشان را با دشنامي زشت تر پاسخ مي دهد، آنكه در مجالس و محافل و صفها، رعايت حق ديگران و نظم و مقررات و سكوت و نوبت را نمي كند، آنكه حاضر نيست به حرف ديگران گوش دهد، كسي كه در گفتگو و بحث، داد مي زند، گلو پاره مي كند و جانب انصاف و حق را مراعات نمي كند، آنكه ... اينها همه نشانه هايي از فقدانِ ادب است.

ار آن سو، مراعات آداب در خوردن، آشاميدن، لباس پوشيدن يا لخت بودن، خلال كردن، دهن درّه، سرفه، عطسه و ... نشان ادب است. بي ادبي، بي اعتنايي به حقوق و شخصيت و حرمت انسانهاست . اگر كسي هنگام عطسه، آب دهان به سفره و صورت بيفكند، يا به طرز مشمئز كننده اي غذا بخورد، يا به جاي تقديم دو دستيِ نامه و وسيله و ابزار، آن را پرت كند يا حتي يك دستي بدهد، يا هنگام مطالعه شما، سر و صدا كند، يا هنگام خلوت، سر زده وارد اتاقتان شود، و اجازه ورود نگيرد، اينها نمونه هايي از مراعات نكردن ادب اجتماعي است.

جالب اين است كه اسلام براي همه اين موارد، دستور العمل دارد. «تربيت اسلامي» و اخلاق مكتبي، همه دستورها و«يابد» و «نبايد» هايش، «ادب آموزي» است. كسي كه پاي بند تعاليم دين نباشد، از حوزه ادب به وادي بي ادبي پاي نهاده است.

ادب از كه آموزيم؟

رفتار نيك ديگران، بر انسان تأثير مثبت مي گذارد. اين امري روشن و طبيعي است. ناپسنديهاي اخلاقي مردم نيز تأثير سوء مي گذارد. اين هم عادي است. هنر انسانهاي فرزانه و هوشمند آن است كه از رفتارهاي ناپسند ديگران هم عبرت و درس مي آموزند.

هم نيكان الگوي نيكي اند، هم بدان سر مشق بدي براي غافلان. امام عاقلتر كسي است كه از بديهاراه خوبيها را مي آموزد. اين همان حكمتِ لقماني است كه از فرزانگي او سر چمشه مي گيرد. به قول سعدي:

«لقمان را گفتند: ادب از كه آموختي؟ گفت: از بي ادبان، كه هر چه از ايشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهيز كردم.»[6]

و اگر جز اين بود، لقمان به لقبِ «حكيم» مشهور نمي شد. آري... ادب آموختن از بي ادبان. همچنان كه بايد كم حرفي را از ورّاجان پر حرف و بيهوده گوي الهام گرفت. بزرگواري و كرامت نفس را هم بايد از زشتيِ كارِ تنگ نظران و خسيس طبعان فرا گرفت. هيچ كس از زشتي و بدي، خوشش نمي آيد. پس چرا ما خود را از آن پاك نسازيم كه محبوب شويم؟ اگر از زشتيهاي ديگران، آموختيم كه به خوبيها روي آوريم، «استاد اخلاقِ» ما در درون خودمان نهفته است. اين روش، شيوه آموخته از امير مؤمنان (عليه السّلام) است كه فرمود:

«اذا رأيت في غيرك خلقا ذميماً فتجنب من نفسك امثاله»؛[7]

هر گاه در ديگري اخلاق ناپسندي را ديدي، بپرهيز كه آن گونه رفتار در خودت نباشد!

عيساي مسيح هم همين روش را داشت. از او پرسيدند: چه كسي تو را ادب آموخت؟فرمود: كسي مرا ادب نكرد. من، زشتي جهل را ديدم و از آن پرهيز كردم. [8]

نشست و بر خاست و انس و معاشرت با افراد مؤدب، خلق و خوي و رفتارمان را به زينت «ادب» مي آرايد.

از ادب پيامبر (صلي الله عليه و اله)

رسول اكرم (صلي الله عليه و اله) كه اسوه ايمان و الگوي اخلاق و ادب و رفتار نيكو است، خود را ادب كرده پرودگار دانسته و مي فرمايد: «ادبني ربي فاحسن تأديبي»؛[9]

پروردگارم مرا ادب كرد و نيكو ادب كرد!

«سيره پيامبر»، يك كتابِ ادب آموزي است. رفتار پيامبر، نمونه عالي اخلاقي و معاشرت و الاست. وبه چند نمونه از ادبِ برخورد پيامبر با ديگران اشاره مي كنيم:

رسول خدا با هر كس رو به رو مي شد، سلام مي داد، هم به كوچك، هم بزرگ.[10]

هيچ گاه پاي خود را پيش كسي دراز نمي كرد. هنگام نگاه، به صورت كسي خيره نمي شد، با چشم ابرو به كسي اشاره نمي كرد، هنگام نشستن، تكيه نمي داد.[11]

وقتي با مردم دست مي داد و مصافحه مي كرد، هيچ گاه دست خود را عقب نمي كشيد، تا طرف مقابل دست خود را بكشد.[12] هيچ خوراكي را مذمّت نمي كرد. به هيچ[13] كس دشنام و ناسزا نمي گفت و سخن ناراحت كننده اي بر زبان نمي آورد و بدي را با بدي پاسخ نمي گفت.

زيرانداز خود را به عنوان اكرام زير پاي كسي كه خدمتش مي رسيد پهن مي كرد. [14]

از روز بعثت تا دم مرگ، هرگز در حال تكيه دادن غذا نخورد.[15]

هديه افراد را (هر چند اندك و ناچيز) قبول مي كرد.[16]

بيشتر اوقات، رو به قبله مي نشست.[17] زانو هايش را پيش اشخاص، باز نمي كرد و بيرون نمي آورد. بر تند خويي غريبه ها در سؤال و درخواست و سخن صبر مي كرد. هيچ كس را ملامت و سر زنش نمي كرد و در پي كشف اسرار ديگران نبود.[18]

خنده هايش تبسم بود و هرگز قهقهه سر نمي داد.[19] بسيار شرمگين و با حيا بود. سخن كسي را قطع نمي كرد. از جلوي خودش غذا مي خورد. كار افراد را به هر شكلي راه مي انداخت و... بسياري از فضايل بر جسته ديگر كه همه حاكي از روحي بلند و اخلاقي والا و ادبي متعالي بود.

ادب در معاشرت، ميزان رشد و شعور انسان است و هر كس به اندازه اي مي ارزد كه ادب دارد. عيار سنجش قيمت افراد« ادب» آنان است.

وقتي مي توان با «ادب» دلها را خريد و هنگامي كه در «ادب داشتن» نشانه ايمان و وسيله تقرّب به خدا و محبوبيت نزد خالق و خلق است،

چرا از سنت رسول خدا و سيره اولياء دين، ادب نياموزيم؟ ... آري، ادب در گفتار و كردار، در خانه و جامعه، با كوچك و بزرگ، با خودي و غريبه، در همه جا... و با همگان!

 

[1] . بحارالانوار، ج 75، ص261

[2] . ميزان الحكمه، ج 1، ص 72

[3] . غررالحكم

[4] . همان

[5] . همان

[6] . گلستان سعدي، باب 2، حكايت 20

[7] . ميزان الحكمه، ج 1، ص 70، حديث 374

[8] . ما ادبني احد رأيت قبح الجهل فجانبته(بحار الانوار، ج 14، ص 326)

[9] . ميزان الحكمه، ج 1، ص 78

[10] . سنن النبي، علامه طباطبايي، ص 41، 43 و 75

[11] . همان، ص 45، 46، 47، 73 و61

[12] . همان، ص 41 و47

[13] . همان

 [14] . همان، ص 75 و 76

[15] . بحار الانوار، ج 16، ص 237

[16] . همان، ص 227 و 240

[17] . همان

[18] . مكارم الاخلاق، ص 13، 15 و 17

[19] . سنن النبي، ص 75

معاون تهذیب حوزه های علمیه:
عدم امکانات، اراده عالمان ربانی را برای رشد و تعالی از بین نبرد
حوزه/در گذشته در حوزه علمیه با وجود اینکه امکانات فراهم نبود، ولی این عدم امکانات، اراده عالمان ربانی را برای رشد و تعالی از بین نبرد، بلکه روز به روز بر تلاش های خود برای مهذب شدن و اثرگذاری در جامعه افزودند.

به گزارش خبرنگارخبرگزاری «حوزه»، حجت الاسلام والمسلمین حمید ملکی در اردوی میثاق طلبگی مدارس عملیه قم که با حضور طلاب جدیدالورود در مقطع سیکل در حوزه علمیه امام صادق(ع) شهر تفرش برگزار شد، گفت: شما جوانان، زمانی وارد حوزه شدید که همه امکانات برای پیشرفت علمی، اخلاقی و تهذیبی آماده است.

معاون تهذیب حوزه های علمیه افزود:در گذشته در همین حوزه با وجود اینکه امکانات فراهم نبود، ولی این عدم امکانات، اراده عالمان ربانی را برای رشد و تعالی از بین نبرد، بلکه روز به روز بر تلاش های خود برای مهذب شدن و اثرگذاری در جامعه افزودند.

وی افزود: با وجود فراهم آمدن همه شرایط پیشرفت، جوان کیس و زرنگ کسی است که از این فرصتی که برای او مهیا و آماده شده، نهایت استفاده را ببرد.

حجت الاسلام والمسلمین ملکی عنوان کرد: امروز روز باشکوهی است که شما جوانان، وارد حوزه شدید و در مسیری قدم نهادید که شهید مطهری ها و امام راحل ها قدم گذاشتند و با کسب معرفت، تهذیب، علم به بزرگی و عظمت رسیدند و جهان را شیفته اخلاق، علم و جامعه را با حرکت خود دگرگون و متحول کردند.

حجت الاسلام والمسلمین ملکی گفت:در همین حوزه، بعضی افراد وقتی وارد شدند با اینکه الگوهای زیادی را دیدند، ولی چون کیس نبودند، نتوانستند آدم  بزرگ و اثر گذاری شوند و جا در پای بزرگانی چون آیات جوادی و حسن زاده و دیگران بگذارند.

 معاون تهذیب حوزه های علمیه افزود: زمانی انسان می تواند جای درپای بزرگان دین بگذارد و در جامعه اثر گذار شود که روح، انگیزه و هدف خود را بزرگ ببیند و برای رسیدن به جایگاه و انگیزه بزرگ معنوی، اخلاقی و علمی تلاش کند.

وی عنوان کرد:اگر فردی دارای روحیه معنوی و علمی و روح بزرگی نباشد و کوچک فکر کند، تا ابد کوچک خواهد ماند و نمی تواند به جایگاه علمی و تقوایی برسد و اثر گذار باشد همان طور که در حوزه این اتفاق افتاده است.

حجت الاسلام والمسلمین ملکی عنوان کرد:شما جوانان از امروزی که وارد حوزه شدید با عواملی مانند نظم، دیانت، تقوا و توجه به علم می توانید تشخیص دهید در آینده چه آدم بزرگ خواهید شد یا نه.

معاون تهذیب حوزه های علمیه افزود: طلبه ای اهل بصیرت و آگاهی است که بداند وارد چه جایگاه با عظمتی شده است. حوزه و مدرسه علمیه، منصوب به حضرت ولی عصر(عج) است و این منصوب شدن را باید در عمل نشان داد و به شرایط و ضوابط آن پای بند بود.

برگزاری اردوی طرح تابستان حوزه علمیه منتظریه عج شهرستان گنبد کاووس

به گزارش روابط عمومی حوزه علمیه منتظریه عج ، اردوی طرح تابستان این حوزه علمیه در ارتفاعات شهرستان مینودشت با حضور طلاب و اساتید طرح تابستان به مدت یک روز برگزار گردید.

حجت الاسلام والمسلمین فرامرزی معاونت تهذیب و پژوهش حوزه علمیه منتظریه گفتند: که در این طرح برنامه های تهذیبی و فرهنگی و ورزشی انجام گرفت که با استقبال طلاب محترم رو به رو شد.

حجت الاسلام والمسلمین مظفری معاونت آموزش این حوزه مبارکه در مورد اجرای این طرح آموزشی و تهذیبی گفتند: که این طرح در تابستان و استفاده از اوقات فراغت طلاب مستعد و توانا در بین طلاب با انگیزه با استقبال خوبی مواجه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حدیث

امام زمان حضرت مهدي -عجل الله تعالی فرجه الشریف- فرمودند: إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِكُمْ، وَلا ناسینَ لِذَكْرِكُمْ، وَلَوْلا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ الَّلأْواءُ وَاصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ ... ما در رسیدگى و سرپرستى شما كوتاهى و اهمال نكرده و یاد شما را از خاطر نبرده ایم كه اگر جز این بود، دشوارى ها و مصیبت ها بر شما فرود مى آمد و دشمنان، شما را ریشه كن مى نمودند ... احتجاج، ج2، ص323

تصاویر برگزیده

بدون تصویر

لینک های مفید

 

 

http://sms.ismc.ir/LoginPage.aspx?ReturnUrl=%2f%3fm%3dQuickSms&m=QuickSms

 

کتابخانه

موقعيت بينندگان

 

اوقات شرعی