امام خمینی:ایشان با اینکه یک عقل بزرگ متفکر بود و در سامره اقامت داشت، در عین حالی که نظرشان آرامش و اصـلاح بـود، لکـن وقتی ملاحظه کردند برای کیان اسلام خطر پیش آمده است و شـاه جـائر آن روز می خواهد به وسیله کمپانی خارجی، اسلام را از بین ببرد، این پیر مرد که در یک شهر کوچک نـشسته و سـیصد نـفر طلبه بیشتر دورش نبود ناچار شد سلطان مستبد را نصیحت کند.

ادامه مطلب...

حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند:آنچه از نهضت اسلامي در ايران اسلامي می‌بينيد و در ساير کشورها که به لطف الهي زمزمه بيداري آنها به گوش مي‌رسد، همه اينها محصول فداکاري سالار شهيدان است.

ادامه مطلب...

آنچه در پیش روی دارید، گفت و گویی است، با یکی از یاران کاروان سالار خورشید، که از زبان خود وی خواهید خواند، شرح ماجرا را که چگونه مردمان، زیر آفتاب کلمات آنان، قد می کشیدند، اوج می گرفتند و صاعقه می شدند و بر سر اهریمن فرود می آمدند.

ادامه مطلب...

عارف نامور، سالک دلخسته، فقیه اصولی حضرت آیة الله حاج سید عبدالکریم رضوی کشمیری طاب ثراه که بیش از یک سال از عروجش گذشته است معروف تر از آن است که بخواهیم به معرفی سیمای وی بپردازیم.

ادامه مطلب...

با تشکراز حضرت عالی که مصاحبه با مجله ما را پذیرفتید،لطفا در زمینه یکی ازابعاد و ویژگیهای برجسته حضرت آیه الله العظمی بروجردی مطالبی را برای ما و خوانندگان عزیز بیان کنید.


 

استاد: بنده درباره ویژگیهای اخلاقی آیه الله العظمی بروجردی ، برای شما و خوانندگان مجله مطالبی را عرض می کنم :

از بهترین و پربارترین سالهای عمر من ، سالهایی بود که در درس آیه الله العظمی بروجردی ، شرکت داشتم . دراین مدت ، هم علم و دانش از او می آموختیم و هم ادب واخلاق . بدون شک ،او عالمی بزرگ بود. می دانیم که علم به تنهائی دلیل بر شخصیت نیست . آنگاه علم دارای عظمت است که آمیخته بااخلاق شایسته آن مقام علمی باشد. چه جالب است که استاد، هم علم و دانش بیاموزد و هم اخلاق و تقوا را.

او در درسهایش زیاد به بحث اخلاق نمی پرداخت ، بلکه گه گاهی درباره مسائل اخلاقی سخن می گفت ، ولی در عمل همه چیز را نشان می داد.

سخنانش نفوذ عجیبی داشت .

نگاههایش بسیار نافذ بود.

سکوتش پرمعنی بود.

رفت وآمدش ، درس و سرمشق بود.

اگر کسی ، به راستی در حرکات و سکنات او دقیق می شد، مسائل اخلاقی بسیاری رااز آن مرد بزرگ می توانست بیاموزد.

من نمی توانم تمام فضائل اخلاقی آن مرد بزرگ را دراین مختصرر بازگو کنم .

تنها فرازهایی از آن را برای شما عزیزان شرح می دهم :

1. تقوای فوق العاده

تقوی معیار شخصیت انسان وارج او در پیشگاه خدا 1 و بهترین زاد توشه قیامت 2 و سبب روشنایی دل و بهره مندی از فرقان حق و باطل است .3

او، به تمام معنی[ متقی] بود. با کمال دقت ، مواظب بود تااز سخنش ، نامش دستگاهش ، سخنی یا کاری که بر خلاف رضای خداشت تراوش نکند.

یکی ازاصحاب نزدیک ایشان ، درباره او جمله ای می گفت که در آغاز زعجیب به نظر می رسید،اما دقت و تامل در آن ، مفهوم خاصی استفاده می شد.

او می گفت : در خلال مدتی که با آیه الله بروجردی مصاحبت داشتم ، فهمیدم : او قیامت را باور کرده است !

مگر یک مرجع بزرگ تقلید، ممکن است قیامت را باور نکرده باشد؟ ولی این باور همان باوری است که علی ( ع ) در خطبه متقین می فرماید:

فهم والجنه کمن قدر آها و هم فیها منعون و هم والنار کمن قدرآهاو هم فیها معذبون .

روزی اصحاب ایشان ، در خدمت آن بزگوار، گفتگواز خدمات معظم له داشتند، آثار خدماتی را که ایشان انجام داده بود، شرح می دادند.

یکی ازاصحاب می گوید: من در میان آن جمع خاموش بودم .

آیه الله بروجردی رو به من کرد و فرمود :[تو هم سخنی بگو].

عرض کردم : مطلبی ندارم جز حدیثی که ازاجدادمم به خاطر دارم ،اگر اجازه بفرمایید جدیث را عرض کنم ؟

فرمود: بگو.

عرض کردم : جدم رسول خدا می فرماید:

اخلص العمل فان الناقد بصیر 5

عمل خود را خالص کن ، زیرا بازرس عمل بسیار بینااست .

همین که این حدیث را خواندم ،اشک از چشمان آن مرد بزرگوار سرازیر شد و فرمود :[راستی اگراعمال ما خالص و برای خدا نباشد، چه خواهد شد؟]

فراموش نمی کنم : پس ازاین ماجر، هر وقت سخن از خدمات ایشان به میان می آمد، نگاهی به من می کرد و می فرمود :[ اخلص العمل فان الناقد بصیر]!

2.احترام به حقوق دیگران

حرمت و حق مومن تا آن حد عظمت دارد که امام صادق ( ع ) آن را با عظمت تراز کعبه می دادند.

المومن اعظم حرمه من الکعبه . 6

آیه الله بروجردی با کمال دقت ، مواظب بود کاری که حقی از حقوق دیگران را پایمال کند،ازاو سر نزند.

به عنوان نمونه ، آن مرد بزرگ گاه در لابلای بحثهایی که در درس می فرود در برابراشکالات بیجا کمی عصبانی می شد ( البته نه آنچنان عصبانیتی که او را در خلاف رضای خد وارد کند) ولی پس از درس ، سخت از آن عصبانیت پشیمان می شدند، دنبال طرف می فرستادند وازاو عذرخواهی می کردند. گاهی برای جلب محبت او کمکهای مالی نیز می کردند.

خلاصه : تا رضایت او را کاملا جلب نمی کردند، آرام نمی گرفتندازاین جهت ، در میان دوستان این مزاح معروف شده بود که :

[عصبانیت آیه الله بروجردی مایه برکت است]!

گاه ، به این هم قناعت نمی کردند، روز بعد، هنگامی که بر منبر تدریس می نشستند، در حضور جمع شاگردان ،از آن فرد عذرخواهی می کردند. در حالی که می دانیم میان شاگردان واستادان این مسائل ، معمول ، نیست . استاد به منزله پدر، و شاگرد، همچون فرزنداست و توبیخ و خشونت پدر برای فرزند گوارااست.

اینها هم نشان دهنده این است که : آن حضرت ، تا چه اندازه به حقوق دیگران احترام می گذاشت .ازاین که خدای نکرده حیثیت و آبروی انسانی ، هر چند شاگرداو باشد، ضایع بشود، در پیشگاه خدا بیم داشت .

3. پشتکار عجیب

همیشه مردان بزرگ بااستقامت و پشتکار به جائی رسیده اند و به گفته قرآن در آن تعبیر کوتاه و زیب، عامل هدایت و پیروزی دو چیز است :

[جهاد همه جانبه] و[ اخلاص] .

والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا

آیه الله بروجردی نمونه اتم این معنی بود.

مرجعیت آیه الله بروجردی ، مرجعیت و زعامت عامه بود زیرا در آن عصر،امثال واقران ایشان ، چشم از جهان فروبسته بودند واو در طبقه خود، تنها مانده بود. گرفتاریهای ناشی از چنین مرجعیت عظیم و عالمگیر، به طور طبیعی ، بسیار زیاداست . بااین حال ، هرگز مطالعه را فراموش نمی کرد و در تمام طول عمرش ، ساعاتی برای مطالعه داشت .از ایشان نقل می کردند که فرموده بود:

من از مطالعات علمی خسته نمی شوم ، بلکه هرگاه که از کارهای دیگر خسته می شوم ، با مطالعات علمی خستگی خود را رفع می کنم !

گاه دستور می دادند: در خانه یا اطاق را در ساعات معینی ببندند و مراجعین را نپذیرند، تاایشان بهتر بتوانند به مطالعات علمی خود برسند.

می فرمود:

[در دوران جوانی ، گاه شبها چنان گرم مطالعه می شدم که با صدای موذن متوجه می شدم صبح طلوع کرده است و من هنوز غرق مطالعه بودم].

آنان که بااین مرد بزرگ ، معاشرت داشتند، نقل می کردند:

ایشان ، غالبا در نیمه دوم شب از خواب بر می خاست و به مطالعه و عبادت مشغول می شد.این روش تا آخر عمر با برکتش ادامه داشت .

داستانی از خودم عرض کنم : برای اولین بار، در نوجوانی کتابی نوشته بودم به نام[ جلوه حق] این کتاب ، درباره اشتباهات متصوفه و طرفداران عرفان التقاطی بود. کتاب را خدمت آیه الله بروجردی فرستادم . یک روز،ایشان دنبال من فرستادند خدمتشان رفتم .

فرمودند:

[ فلانی ، کتاب تو راازاول تا به آخر مطالعه کردم]!

به دنبال آن ، جمله تشویق آمیزی فرمودند که از ذکر آن صرف نظر می کنم . ولی بیش از آنچه آن سخن تشویق آمیز در من اثر گذاشت ، جمله [تمام کتاب راازاول تا به آخر مطالعه کردم] اعجاب مرا برانگیخت که یک مرد بزرگ ، در آن سن و سال ، با آن همه مشغله ، چگونه حوصله دارد کتابی که اولین قلم یک طلبه نوجوان است ،از آغاز تا پایان مطالعه کند؟

4. سعه صدر

امیرمومنان علی ( ع ) در آن گفتار معروفش ابزار ریاست و مدیریت را سعه صدر و دوری از تنگ نظری می شمرد:

اله الریاسه الصدر . 7

حضرت آیه الله بروجردی سعه صدر فوق العاده ای داشت ، مخصوصااین ویژگی در مسائل علمی ، که جایگاه حساس این مطلب است ، بروز بیشتر داشت .

هنگامی که مساله ای را عنوان می نمود، با کمال بی طرفی ، اقوال و نظریات علمای بزرگ را با متانت و بااستدلال کامل ، بدون تعصب ، تشریح می کرد. برخی ازافراد نظرات مخالفان را به گونه ای ضعیف نقل می کنند که جواب آن در آن نهفته باشد، ولی ایشان ، چنین نبود بلکه در تایید نظرات دیگران آنچنان جدی استدلال می کرد که شاگردان ، قبل از پایان بحث ، نمی توانستند بفهمند که ایشان با کدام نظر موافق است .

ازاین بالاتر، گاه در پاره ای از مباحث ، بعداز شرح اقوال مختلف ، بدون بیان نظر خود،از آن مساله می گذشتند، گویا می خواستند بااین برنامه ، شاگردان خود را در یک جو کاملا آزاد فکری و علمی قرار بدهند، تا بتوانند نبوغ وابتکار خود را به خرج دهند و پرورش علمی پیدا کنند.

فراموش نمی کنم : گاه که برای اثبات نظریه خوداستدلال می کردند و برخی از شاگردان ایراد می گرفتند، می فرمودند:

[من دلیل خودم را می گویم ، قصد تحمیل آن را به دیگری ندارم . هدف من بیان دلیل است نه تحمیل عقیده]

در سعه صدرایشان همین بس که کتابی درباره علم رجال و طبقات آن نوشته بودند که بسیار مهم هم بود، ولی وقتی کتاب جامع الرواه اردبیلی به دست ایشان رسید، فرمود:

[ این مرد بزرگ ، قبل از من ،این راه را رفته است ، کوشش کنیداول کتاب او را چاپ کنید]

لذ، کتاب جامع الرواه ، زیر نظرایشان ، و با هزینه علاقمندان ایشان به چاپ رسید وانتشار یافت و هنوزاثر نفیس رجال ایشان به چاپ نرسیده است !

5. علاقه شدید به تربیت شاگردان

مرحوم آیه الله بروجردی ، عشق عجیبی به تربیت شاگردان داشت . باانواع وسائل و تشویقهای مادی و معنوی ، آنان را در جهت پرورش و سوق به سوی کمال تشویق می کرد. و نشان می داد ه برای علم و فضیلت ،ارزش خاصی قائل است . گاه یک طلبه کوچک را به خاطر یک کار قابل ملاحظه علمی ، چنان تشویقی می کرد که در خور یک عالم بزرگ بود. 6

نسبت به مسائل اخلاقی ، توجه کامل داشت . گاه ازاستاد بزرگ اخلاق و تقوی ، مرحوم حاج میرزا علی آقای شیرازی ، که ستاره درخشانی برای پویندگان سیر و سولک الله بود و به مصداق[ و بالنجم هم یهتدون] مایه هدایت آنان بود، دعوت می نمودند که ازاصفهان تشریف بیاورند و در حوزه علمیه قم جلسات درس اخلاق برقرار کنند و محصلین علوم اسلامی را ازانفاس قدسیه خود بهره مند سازد.

6. سخاوت کم نظیر

سخاوت ، سیره انبیا واولیا و معصومان و پیروان خط و مکتب آنان است . در حدیث نبوی آمده است .

السخا خلق الله الاعظم 8

ایشان از نظر بخشش و سخاوت ، بسیار بلند نظر بودند و در مواقع حساس ، به فریاد مردم مستمند می رسیدند. نقل می کنند.

هنگامی که در بروجرد بودند،املاکی را که پدر به ارث برده بودند، قسمت کردند و نیمی از آن را در یکی از ساله، که مردم در فشار و سختی زندگی می کردند، فروخته و به مستمندان دادند و به سنت جد بزرگوارشان امام مجتبی ( ع )اقتدا کردند. 9

از عجائب سخاوت ایشان این بود که :اگر پولی از دست ایشان به دست کسی می افتاد، هر چنداشتباهی بود، پس نمی گرتف !از جمله شنیدم :

2 هنگامی که در بروجرد زندگی می کردند، بخشی ازاملاک خود را برای کاری فروخته بودند، دراین موقع ، شخصی نیازمند به ایشان مراجعه می کند.ایشان مبلغی را که در پاکتی گذاشته بودند که به آن نیازمند بدهند، گویا وکیل خرج ایشان ، اشتباها به جای این پاکت ، آن پاکت را مجموع پول ملک در آن بود، به آن نیازمند داده بود. بعدا آن مرد نیازمند، متوجه می شود که باید اشتباهی صورت گرفته باشد. پول را بر می گرداند، ولی ایشان قبول نمی کنند و می گویند پولی را که داده ایم پس نمی گیریم!

روزی در بیرون منزل خودشان در قم ، که مرکزارباب رجوع بود، نشسته بودند که شخصی مقداری سهم امام ( ع ) به ایشان داد. در همین موقع که پول در برابر روی ایشان بود، بادی وزید واسکناسها را به اطراف پخش کرد، طلابی که در آن جا بودند پول را جمع کردند که به ایشان بدهند قبول نکردند و فرمودند: پس نمی گیرم . به اهلش رسیده !

7. طرفداری شدیداز نظم وانضباط

عدالت و نظم محور عالم هستی و کلید ربوبیت پروردگاراست : [ و با العدل قامت السموات والارض]

وامیرمومنان علی ( ع ) در واپسین لحظات زندگی پرافتخارش ، تمام فرزندان و دوستان خود را به آن دعوت فرمود:

اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم . 10

مرحوم آیه الله بروجردی ، معتقد بودند: حوزه علمیه بایداز هر نظر منظم باشد لذا برای اولین بار جمعی از علما را به عنوان هیات حاکمه تعیین کردند. تااگر بی نظمی و خلاف اخلاق از طلبه ای مشاهده شود، به سراغ او بفرستند، نخست او را با نصیحت و موعظه ازاشتباهش برگردانند و در صورت عدم تاثیر، شدت عمل به خرج دهند، حتی در صورت لزوم او رااز قم اخراج کنند، تا گرد و غبار بی نظمی و بداخلاقی او بر دامان حوزه علمیه ننشیند.

درابتدای سال تحصیلی ، گاه اتفاق می افتاد که ایشان به خاطر کسالت ، نمی توانستند درس را شروع کنند، ولی برای این که درسهای حوزه نظم خود را پیدا کند، به ناچار، چند روزاول را به هر زحمت و مشقتی بود، درس می گفتند، تا چرخهای حوزه علمیه به گردش درآید و بعد به بستر می رفتند تا کسالتشان بر طرف گردد!

در زندگی داخلی و وضع خانه و بیرونی لباس و ظاهر خود نیز، بسیار منظم و مرتب بودند.

8. حفظ کیان روحانیت

قرن مجید، عزت را مخصوص خدا و پیامبر و مومنان می شمرد:

ولله العزه ولرسوله وللمومنین 11

مومنان حق ندارنداین عزت الهی را با هیچ چیز مبادله کنند.

او، معتقد بود: باید روحانی عزیز باشد، هرگز تن به ذلت ندهد و در برابرارباب زروزور، سر تعظیم فرود نیاورد.اگر کسی خدمت ایشان می رسید و سهم امام هنگفتی هم می آورد، ولی شائبه تحقیر در آن بود، ن پول را نمی پذیرفتند. حتی نسبت به رحال و شخصیتهای مملکتی ، معتقد بودند: وقتی به حضور مرجع اسلام می آیند، باید کمال ادب را داشته باشندازاین روی ، هنگامی که یکی از رجال معروف آن زمان ، به خدمت ایشان آمده بود و روی سکویی ، که کمی از سطح مجلس بلندتر بود، نشست ، آیه الله بروجردی ، وقتی این بی ادبی راازاو دید، با ناراحتی فرموده بود: بنشین پائین !

9. مبارزه با عوام زدگی

عوامزدگی مصیبت بزرگ و آفت مهم برای[ روحانیت] ، بخصوص[ مرجعیت] است . مردان بزرگ هنگامی می توانند به وظیفه خود در مقام رهبری خلق عمل کنند که از عوامزدگی برکنار باشند و گرنه ازاوج[ رهبری] به حضیض[ دنباله روی] ازامیال و هوسهای مردم سقوط خواهند کرد سنت شکنی انبیای بزرگ ، همچون نوح وابراهیم و محمد(ص ) چهره ای از مبارزه با عوامزدگی است و تنهائی بسیاری از رهبران الهی در دوران عمر خود نیز، به خاطر همین موضوع بوده است .

آیه الله بروجردی از کارهائی که به منظور جلب توجه عوام ،از بعضی سر می زد، سخت بیزار بود هرگزاو دنبال خوشایند عوام نبود.

او، پیشوای عوام بود، نه دنباله رو عوام . دراین زمینه ، کارهایی می کرد که شرح آن به دراز، می کشد. حتی در مسائل مربوط به عزاداری امام حسین ( ع ) که گاه آلوده با کارهای خلاف از سوی عوام می شود و بعضی ازافراد روی ملاحظات مختلفی حاضر نیستند تذکرات لازم را دراین زمینه به عوام بدهند، آن مرد بزرگ ، وظیفه خود راانجام می داد و در برابر انجام وظیفه ، ملاحظه خوشایند عوام را نمی کرد، حتی اگر با حرکات و سخنان نامودبانه ای از سوی آنان مواجه می شد.

دراین زمینه ، پیغام ایشان به بعضی از دسته های عزاداری قم ، دائر به ترک کارهای ناروا و جواب آنان که گفتند: ما در 364 روز سال مقلد شما هستیم ، ولی در یک روز (روز عاشورا) مقلد شما نیستیم ، معروف است .

10. علاقه به نظافت و پاکیزگی

نظافت نشانه ایمان و کلید محبوبیت و دلیل شخصیت است ، مخصوصا برای شخصیتهای روحانی .

آیه الله بروجردی ، به نظافت و پاکیزگی ،اهمیت خاصی می داد، حتی در موقعی که روزهای آخر عمرش را در بستر بیماری می گذراند و پروفسور [موریس] ، متخصص قلب ،از پاریس برای معالجه ایشان به قم دعوت شده بود، وقتی آمد خدمت ایشان ، چنان تحت تاثیر جذبه ظاهری و معنوی آن مرد بزرگ قرار گرفت که گفته بود:

[ هیچ مقام روحانی تاکنون ، مرااین اندازه تحت تاثیر قرار نداده است]

بعضی ازاصحاب ایشان نقل می کردند: قبل ازاین که پرفسور موریس ، به خدمت ایشان بیاید، بااین که به شدت از ناراحتی قلب رنج می بردند، فرموده ند:

[شانه ای بیاورید تا من محاسن خودم را مرتب کنم زیرا پیشوای مسلمین نباید نامنظم باشد].

11.ایمان قوی به رابطه دین و سیاست

سیاست به معنی واقعی کلمه (دوراز مصطلح سیاست بازان شیاد حرفه ای ) همان تدبیرامور جامعه ،اقامه قسط و عدل ،احقاق حقوق واجرای حدود، تامین آزادیهای الهی وانسانی و برقرار ساختن نظم وامنیت است و این همان چیزی است که به عنوان یکی از مهمترین اهداف بعثت انبیا ذکر شده است :

لیقوم الناس بالقسط 12

ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم 13

امامتنا نظاما للمله 14

...ان الامامه زمان الدین و نظام المسلمین...

بدیهی است چنین آپینهائی نه تنها با سیاست رابطه دارد، بلکه به یک معنی عین سیاست است . هر فقیهی که بحث قضاءاسلامی و حدود و دیات و جهاد و مانند آن را دارد، بحث سیاسی می کند. چه بی خبرند آنان که می خواهند دین رااز سیاست تفکیک کنند. گوئی می خواهند[ تار] و[ پود] پارچه ای رااز هم جدا سازند

آیه الله بروجردی ، با درک عمیق و صحیح و جامعی که از دین داشت ، به خوبی این مساله را باور داشت و بر آن تاکید و تکیه می کرد. روزی در درس نمازجمعه مطلبی از ایشان شنیدم که عمق بینش آن مرد بزرگ را درارتباط این دو مساله با هم نشان می داد. سخنی فرمود که حاصلش این بود:

[ما چگونه می توانیم مسائل سیاسی رااز مسائل دینی جدا سازیم ، در حالی که حج یکی از عمیق ترین عبادات اسلامی است که رابطه انسان را با خدا به طرز نیرومندی بقرار می سازد واز نظر بعد عبادی چنان است که انسان را به کلی از ما سوی الله جدا کرده و به خداوند بزرگ مربوط می سازد، ولی بااین حال بعد سیاسی آن ، به قدری نیرومنداست که از مهمترین ارکان سیاست اسلامی محسوب می شود]!

آیه الله بروجردی ، گر چه به خاطر حوادث دردناک مشروطیت ، که سیاست بازان حرفه ای و عامل دست اجانب سر رشته کار رااز دست روحانیت خارج ساختند و ضربه بر کیان مسلمین ایران زدند، نسبت به بسیاری از حرکتهای سیاسی بدبین بود و با سوظن به آنها می نگریتس ، ولی این امر در نگرش کلی او نسبت به مسائل سیاسی و حکومت اسلامی تاثیری نداشت و به همین جهت ، بااستفاده از مقام ولایت فقیه ، کارهائی انجام می داد که گاه در نظرافراد عادی عجیب به نظر می رسید!

12.اهتمام فوق العاده به مساله وحدت مسلمین

عامل پیروزی مسلمین صدراول :[اعتصام به حبل الله و عدم تفرقه] بود. 15

عامل ضعف و زبونی زمانهای بعد تنازع و فشل و تزلزل روح اخوت و برادری بود. 16

یکی از هدفهای اساسی مرحوم آیه الله العظمی بروجردی بزرگ پیشوای فقید عالم تشیع ، حسن تفاهم بین مذاهب اسلامی وایجاد هماهنگی بیشتر بین مسلمانان جهان بود.

فقید معظم ، هدفهای تقریب بین مذاهب اسلامی را تقدیر نمود و با مکتبه و مراسله با زعمای دانشگاه اسلامی الازهر و دارالتقریب ، آنان را دراین راه مقدس تشویق می فرمود.

درست به خاطر دارم که روزی در مجلس درس خود، در ضمن مساله ای که مورد بحث قرار داده بودند،ازاین که شیخ جامع از هر در بعضی از فتاوای خود، نظریات فقها و فقه شیعه را مورد مطالعه قرار داده و مطابق رای شیعه فتوی داده است ،اظهار خوشنودی نمودند و ضمنااز این که در تحقق این موضوع ، موثر بوده اند، خوشحال به نظر می رسیدند.

نماینده ایشان مرحوم علامه شیخ محمدتقی قمی ، در دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه گامهای برجسته ای ، به کمک ایشان ، دراین راه برداشت و سرانجام به فتوای تاریخی شیخ شلتوت دراین زمینه منتهی شد.

و همچنین هنگامی که هیات نمایندگی علمای ایران در موتمراسلامی بیت المقدس ، بعداز مسافرت به کشورهای عربی اسلامی و ملاقات با شیوخ الازهر واستاد بزرگ شلتوت ، گزارش امور و مذاکرات خود را به معظم له عرض می کردند، فرمودند:

[ امیدوارم روزگاری برسد که این تقریب و همکاری بین مسلمانان به وحدت واتحاد آنان تبدیل شود].

آری این یکی از آرزوهای آن مرد بزرگ و آرزوی هر مسلمان دلسوز و بیدار بوده و هست .

دو سند تاریخی مهم

بد نیست در ختام این بحث ترجمه دو نامه تاریخی ، که از دو شخصیت بزرگ عالم تسنن ، به مرحوم آیه الله العظمی بروجردی است و هر یک به جای خود، بسیار پرارزش است ، مطرح کنیم .

نامه اول :از رئیس فقید دانشگاه الازهر،استاد شیخ عبدالمجید سلیم است که در مجله رساله الاسلام (شماره 2 سال 4.218) درج شده است و نامه دوم ، آخرین نامه استاد بزرگ شیخ محمود شلتوت است که رونوشت آن ، توسط مرحوم محمدتقی قمی ، دبیرکل دارالتقریب ، به دست بعضی از برادران رسیده است .

مجله رساله الاسلام ، تحت عنوان : بین شیخی السنه والشیعه ، (رابطه دو پیشوای سنی و شیعه ) می نویسد:

چون استاد جلیل ، دبیرکل دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه ازایران به قاهره برگشت ، پیامی از حضرت مستطاب ، آقای حاج آقا حسین بروجردی ، برای استاد بزرگ ، شیخ عبدالمجید سلیم ، رئیس دانشگاه الازهر، داشت که استاد شیخ عبدالمجید سلیم در جواب آن پاسخ کتبی ذیل را فرستاد:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت حضرت آیه الله السیدالجلیل حاج آقاحسین بروجردی حفظه الله سلام علیکم و رحمته .

اما بعد:استاد محترم حضرت شیخ محمدتقی قمی ، دبیرکل دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه ، پیام شفاهی آن جناب را که دستور داده بودید به من برسانندابلاغ نمودند.

شمااظهار لطف نموده و به ایشان از تقدیر و تشکر خود، درباره کوششهائی که ما و جماعت تقریب بین المذاهب اسلامی ، در راه خدمت به اسلام و مسلمین می کنیم واز تاثیراین کوششها در راه وحدت کلمه مسلمین وایجاد تفاهم بیشتر و هماهنگی بهتر، واصلاح فسادی که مغرضین به وجود آورده اند، سخن گفته اید.

خدا می داند که این امر، بهترین و عزیزترین آرزوهای من در زندگی است و تا زنده ام به خاطر آن و در راه آن کار می کنم واز خدای بزرگ مسالت دارم که به این آرزوه، جامه عمل بپوشاند و کسانی را که در راه آن می کوشند تایید فرماید.

ازاعتماد و وثوق حضرت عالی نسبت به شخص من وازاین عطف توجه به کوششهای من ، تشکر می کنم .

من ، با آنچه که از شما می دانم و سراغ دارم ، همکاری شما را دراین جهاد بزرگ خدایی بسیار بزرگ می شمارم زیرا که شما با علم و دانش و مقام و نفوذی که درایران و غیرایران دارید، همیشه در راه اصلاح امر ملت اسلام کار می کنید.

فکر تقریب بین مذاهب ،اسلامی ،از توجه و عنایت شما بسیار بهره مند بوده واز کمکها و مساعدتهای پر ارزش شم، در مناسبات مختلف ، برخوردار بوده است . زیرا همانطور که از امثال جناب عالی انتظار می رود، با علم و تقوی و بصیرتی که دارید، ارزش واهمیت بزرگداشت مقام مسلمین و تقویت شوکت و عظمت آنان و رساندن آنان را به مقام شامخ ولایتی که بایست بدان برسند، به خوبی درک کرده اید:[ولله العزه و لرسوله و للمومنین].

آقای بزرگوار! دانشمندان و علم، که پرچمداران رسالت اسلامی هستند و به شهادت قرآن ، با خدا و فرشتگان ، قیام به عدالت دارند و وظیفه خطیر و مهمی به عهده گرفته اند، لازم است که در تبلیغ این رسالت جهانی ، با همدیگر همکاری کنند و با همه دوری راهها واختلاف ملته، در اوضاع اسلامی تبادل نظر نمایند. !

روزگاری بر مسلمین گذشت که در آن مورد هدف بسیاری از دسیسه های فکری بودند که می خواستند به آن وسیله آنان رااز حق و حقیقت دور ساخته و به سوی باطل بکشانند واز دعوت به سوی خدا و جهاد در راه او بازداشته و مشغول به خود کنند. و آنان را طوری بااختلافات و جدالها از هم دور نمایند که به کلی نابود شوند واز بین بروند.

هنوز هم آثاراین دسیسه ه، بصیرتها و عقلها را تاریک ساخته و قلبها و دلها را به خود مشغول نموده و در میان بسیاری از مردم رسوخ دارد و آنان رااز فهم صحیح حقیقت دین و درک اسرار و حقایق آن و قربانی دادن در راه اعتلای نام آن باز می دارد، پس اولین وظیفه ای که به عهده ما علمای اسلامی است ، خواه شیعه باشیم یا سنی ،این است که : ازاذهان وافکار مردم ،این مطالب را پاک کنیم و حقایق وارجدار و روشن اسلام واصول محکم و شریعت سهل و ساده آن را طوری نشر دهیم که مردم را با حقیقت و هدایت خداوند بیدار و بینا سازد و آنان را با قدرت و جمال دل آرائی که دارد، در برگیرد. نان را طوری تربیت کند که از روی فهم و محبت و علاقه پذیرای اسلام باشند، نه از روی تقلید و وراثت ، زیرا هر کس که حق را بفهمد آن را دوست دارد و کسی که آن را دوست داشت ،ایمان می آورد،ایمانی که با وجود آن فداکاری واز خود گذشتگی آسان می شود و هیچ یک از زرق و برقهای دنیای مادی و فانی مانع راه آن نمی تواند بشود.

دیگراین که اخیر،از فوت عالم جلیل مرحوم سیدمحسن امین عاملی باخبر شدم . من وقتی از علم واخلاص و جهاداو در راه دین و ملت ، مطالبی شنیدم ،از خبر وفات آن مرحوم سخت متاسف شدم .

واکنون خالصترین تسلیت های خود را به حضور جناب عالی و به همه برادران شیعه امامیه اعلام می دارم واز خدای بزرگ می خواهم که فقید محترم را غریق رحمت نماید و به ما و شما دراین مصیبت اجر و ثواب صابرین را عطا فرماید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته .

، جمادی الثانی 1731

عبدالمجید سلیم شیخ الجمامع الازهر - قاهره

نامه دوم از شیخ شلتوت شیخ جامع الازهر

دفتر رئیس دانشگاه الازهر

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای بزرگوار! برادرارجمند،امام بروجردی - قم ایران

سلام الله علیکم و رحمه الله .

اما بعد:

قبل از همه چیز،از سلامتی گرانبهای آن برادرارجمند جویا بوده و دعا می کنم که آن بزرگوار، همیشه مصدر و منبع برکات برای مسلمین و وحدت کلمه آنان باشد خداوند عمر شما را طولانی کند و پیروزی و موفقیت را نصیب شما گرداند.

فرصتی را که با مسافرت برادر علامه و مکرم من ،استاد قمی ،ایده الله فی جهاده المشکور، پیش آمده ، مغتنم می شمارم تا نامه ای به ساحت آن جناب نوشته واز کوششهای شما تقدیر کنم .

واز خدای بزرگ و توانا خواستارم که آنچه را که برای خیر واصلاح مسلمین آرزو می کنید، تحقق بخشد و شما را در کوششها و زحمات اصلاح طلبانه ، در راه جمع کلمه مسلمین ، وایجادالفت و محبت بین قلوب آنان ، بیش از پیش ، موفق فرماید.

من به شما مژده می دهم که گامها و قدمهای ما در راه تقریب ،این گامها و قدمهائی که یقین دارم شما با تمام قوا آن را تایید می فرمائید و به آن بزرگترین توجه واهتمام و عنایت را مبذول می دارید، بخواست و لطف خداوند و در سایه دعای خیر شم، که بدرقه راه ماست ، در راه پیشرفت موفقیت آمیزی پیش می رود.

گروه برگزیده ای از رجال الازهر و برادرانی که در تقریب صمیمانه جهاد کرده اند،از روی ایمان و یقین ، ما را کمک و یاری می کنند و به آنچه که برای دین و رسالت ارجدار جهانی وانسانی ، که بدان گردن نهاده اند، بر آنان واجب شده ، قیام و اقدام می کنند.

من امیداوارم که برادر عزیز، جناب استاد قمی ، به زودی پیش ما برگردد، تاان شاءالله ازاخبار مسرت بخش شم، خوشوقت شویم واز نظریات عالی و محکم شم، در برآورده شدن آرزوها و آرمانهای مشترک خود مطلع گردیم . من بسیاری از مسائل را برای ایشان توضیح دادم ، تا به تفصیل خدمت شما عرض کنند.

[والله المسئول یجمع بیننا فی رضاه - وان یدیم ربط قلوبنا للعمل فی سبیله ،انه سمیع الدع، لطیف لما یشا]

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

. 24 ذیقعده الحرام 1379 ه.

.شیخ الجامع الازهر - محمود شلتوت - قاهره

حوزه : در پایان ،از حضرت عالی به خاطراین که وقت شریفتان را دراختیار ما گذاشتید تشکر می کنیم .

استاد:امیدوارم موفق باشید.


پاورقی ها:

1. سوره حجرات ، آیه 13.

2. سوره بقره ، آیه 197.

3. سوره انفال ، آیه 29.

4. نهج البلاغه ، خ 193.

5. کلمه الله ، 471.

6. بحارالانوار ، ج 68.16.

7. نهج البلاغه ، حکمت 176.

8. کترالعمال ، ج 6.337.

9. حیاه الامام الحسن بن علی ، ج 1.316.

10. نهج البلاغه ، نامه 47.

11. سوره منافقون ، آیه 8.

12. سوره حدید ، آیه 25.

13. سوره اعراف ، آیه 57.

14. عیون الخبارالرضا ، ج 1.218.

15. سوره آل عمران ، آیه 101.

16. سوره انفال ، آیه 46.

 

 

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی گفتند: مبادا افراطی گری موجب شود زحمات بزرگان از بین برود و تبلیغات منفی پیشرفت مکتب اهل بیت(ع) را خنثی کند. 


 

 به گزارش خبرگزاری «حوزه» این مرجع تقلید عصر امروز در مراسم افتتاحیه دوره جدید مرکز آموزش تخصصی شیعه شناسی با تبریک فرا رسیدن عید سعید غدیر، اظهار داشتند: اخیرا کلمات مرحوم علامه امینی را در جلد دوم الغدیر مطالعه می کردم؛ حسان بن ثابت از صحابی به شمار می رود و این برادران اهل سنت حرف های صحابی را معتبر می دانند و از سوی دیگر شاعر نزدیک پیامبر(ص)  بوده است و وی اشعار بسیاری در خصوص غدیر و فتح خیبر داشته است.

ایشان با بیان این که از اشعار حسان بن ثابت مشخص می شود که یکی از مهم ترین ویژگی های حضرت علی(ع) این بود که در صحنه های مختلف به ویژه قضایای بدر، احد و خیبر کسانی که جرات نمی کردند وارد میدان شوند ایشان به مقابله با دشمنان برمی خواست، تصریح کردند: ضربه حضرت علی(ع) به امر بن عبدود در جنگ احزاب موجب تداوم اسلام شد. 

معظم له با اشاره به این که شیعیان با استناد به حدیث ثقلین می گویند اگر تمسک باشد ضلالت نیست، ابراز داشتند: این مسئله را در عمل با چشمان خود مشاهده می کنیم و مواردی بود که دیگران لغزیدند و از مسیر خارج شدند، اما ما با تمسک به ولایت در مسیر باقی ماندیم.

این مرجع تقلید افزودند: در مسئله حجیت عقل، اکثریت برادران اهل سنت قائل به عدم حجیت عقل هستند و می گویند عقل نمی تواند حجت باشد در حالی که قرآن در هفتاد آیه در مورد عقل و عاقل سخن گفته است. 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی تصریح کردند: پیامبر اکرم(ص) به دیگران می گوید برهان عقلی بیاورید و وقتی قرآن به این صراحت بحث عقل را مطرح می کند، چرا آن قدر عده ای غافل شده اند و به حجیت اعتقاد ندارند.

ایشان افزودند: مرحوم کلینی به برکت حدیث ثقلین در باب اول کتاب کافی در خصوص حجیت عقل سخن گفته است و این مسئله نشان دهنده هوشیاری وی می باشد که نقطه قوت شیعه را در باب اول کتاب خود قرار داده است.  

معظم له با اشاره به این که امروز در دنیایی زندگی می کنیم که کسانی که به عدم حجیت عقل قائل هستند حق اظهار نظر ندارند، افزودند: اکثریت آقایان منکر عدالت هستند در حالی که خداوند ظلم نمی کند و انکار عدالت خلاف قرآن کریم می باشد.  

این مرجع تقلید تصریح کردند: شیعیان به برکت حدیث ثقلین، عدل را یکی از اساس مذهب و اصول خمسه قرار داده اند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با بیان این که اکثریت اهل سنت می گویند، انسان اختیاری از خود ندارد و معتقد به جبر هستند، ابراز داشتند: اگر انسان اختیار ندارند پس مسئله بهشت و جهنم و سوال و جواب و ارسال انبیا برای چه می باشد؟ 

ایشان با اشاره به اینکه گروه عظیمی معتقد هستند برخی احکام تابع مفاسد و مصالح نیست، ابراز داشتند: این مسئله با آیات قرآن سازگار نیست و این مسائل در سایه رد شدن حجیت عقل صورت گرفته است.

معظم له با بیان این که ما به پیروی از اهل بیت(ع) به احکامی که تابع مفاسد و مصالح می باشد پی برده ایم، گفتند: شیعیان باید افتخار کنند که در سایه حدیث ثقلین مسیر صحیح را به اشتباه نرفته اند.

مفسر برجسته قرآن کریم با بیان این که فارغ التحصیلان مرکز تخصصی شیعه شناسی به مطالعه اهتمام بسیاری داشته باشند  تصریح کردند: مذهبی که بعد از سرخوردگی از مادی گری دنیا را سیراب و قانع کند تشیع است و اسلام به صورت مذهب تشیع می تواند دنیا را سیراب کند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به این که داعش زائیده تفکرات غیر شیعه است، ابراز داشت:  شیعه هرگز چنین فکری نمی کند و سراغ این افکار نمی رود و این مسائل به دلیل انحراف از مسیر صحیح صورت گرفته است.

ایشان افزودند: با ادبیات صحیح و منطق و بدون اهانت باید مسائل را به صورت مستند بیان کنیم و دیگران را ارشاد نمائیم.

معظم له تصریح کردند: فارغ التحصیلان مرکز تخصصی شیعه شناسی در مسئله قلم و بیان سعی کنند مسلط باشند؛ برخی فکر می کنند قدرت بیان و قلم را فقط برخی افراد دارند در حالی که همه می توانند دارای بیانی باشند که اعتقادات خود را مطابق با هر شرایطی مطرح کنند یا به نگارش درآورند.

این مرجع تقلید ابراز امیدواری کردند:جهشی در برنامه های مرکز شیعه شناسی صورت گیرد تا در سطحی بالاتر و گسترده تر برنامه ها را تداوم بخشد. 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی در ادامه به انتقاد از مسئله دشنام که در میان برخی افراد وجود دارد پرداختند و  افزودند: برخی افراد خیال می کنند که بدون دشنام  نمی شود ولایت مدار بود در حالی که مسئله این نیست و چه آثار نامطلوبی دارد و روایاتی وجود دارد که امام صادق(ع) فرمود، شما به عیادت بیماران اهل تسنن بروید و در نماز با آن ها ظاهر شوید.

ایشان با تاکید بر این که باید وحدت رویکرد امت اسلام باشد تا از خون ریزی ها جلوگیری شود، گفتند: مسئله ولایت سر جای خود می باشد و با هیچ چیز آن را مبادله نمی کنیم، اما اینکه چه منطق و ادبیاتی باید داشته باشیم موضوع بحث است.

معظم له در پایان خاطرنشان کردند: مبادا افراطی گری موجب شود تا زحمات بزرگان از بین برود و  تبلیغات منفی پیشرفت مکتب اهلبیت را خنثی کند.

 

 

 

 

 

 

به دنبال برگزاری اولین اجلاس تهذیب و اخلاق در حوزه ی علمیه، که اقدامی شایسته در گسترش عطر معنویت و اخلاق و توجه روزافزون به تهذیب در حوزه های علمیه بود، پیام حوزه نیز هم زمان با انتشار شماره دوازدهم خود، اولین کتاب پیام حوزه با عنوان راه وصال را به سالکان الی الله تقدیم کرد.


 

در این شماره نیز، مقاله ی حاضر را که گلچینی است از سرگذشت علمای عظیم الشان حوزه، و از سویی نشان از اهمیت و جایگاه رفیع مرجعیت و از سوی دیگر گواهی بر تقوا و خداخواهی و دقت و حزم آنان در قبول مسئولیت های الهی است، تقدیم خوانندگان می کند.

پیام حوزه

مقدمه

ریاست، در فرهنگ اسلام، شعبه ای از دنیااست و همان سان، قابل ارزیابی است، لذا عشق به ریاست، تعلق و وابستگی و محبت به زعامت، نکوهیده است، نه اصل آن.نفس مرجعیت و ریاست، بهترین ابزار ترویج دین و خدمت به بندگان خدا، و ادامه ی راه انبیا و اولیا ( علیهم السلام) است. منظور این مقال، طرح پرهیز از دنیاپرستی است نه گریز از مسئولیت دینی. برای توضیح بیش تر، گزیده ای از سخن علامه ی مجلسی (ره) در این باره نقل می شود: ریاست، انواع گوناگونی دارد، برخی قابل ستایش است و بعضی مورد نکوهش. از نوع ستوده، آن ریاستی است که خدای تعالی به خواص خلق اش که عبارت اند از انبیا و اوصیا ( علیهم السلام) داده است تا به هدایت و ارشاد خلایق و دفع فساد از آنان، بپردازند. و از آن جا که اینان معصوم اند، مشمول عنایات و تأییدات ربانی و مصون از اغراض دنیوی و اهداف دنی هستند. انگیزه ی اینان از طلب ریاست، چیزی جز دل سوزی برای مردم و نجات آنان از مهالک دنیا و آخرت نیست، چنان که حضرت یوسف (ع) می فرماید: (اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم) . (1) یعنی: یوسف (ع) گفت: «مرا سرپرست خزاین سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاه ام .

... و از جمله ریاست هایی که به دو بخش تقسیم می شود، تصدی مقام فتوا و تدریس است.

هر که اهلیت این امور را دارد، از روی علم سخن می گوید، پیرو کتاب و سنت است و انگیزه اش، هدایت و آموزش مردم است، او، به حق و شایسته است و ممکن است قبول ریاست بر او، واجب عینی یا کفایی باشد.

هر که شایستگی این امور را ندارد، و آیات و روایات را نفهمیده، به رأی خود تفسیر می کند و بی علم، فتوا می دهد، از کسانی است که خدای سبحان در باره ی آنان فرموده است: (قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم فی الحیاه الدنیا و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا) . (2) یعنی: بگو آیا به شما خبر دهیم که زیان کارترین مردم در کارها، چه کسانی هستند؟ آن ها که تلاش شان در زندگی دنیا، گم و نابود شده، با این حال می پندارند کار نیک انجام می دهند .

خلاصه آن که، ریاستی که به انگیزه و هدفی صحیح و جهتی شرعی باشد، ستوده و پسندیده است، و اگر همراه با اغراض و اهداف پلید و جهات غیر شرعی باشد، نکوهیده است. و اخباری که از ریاست مذمت می کند، یا بر یکی از این موارد ناحق، حمل می شود، یا بر جایی که هدف، نفس ریاست و سلطه جویی است» (3).

آیه الله سید حسین کوه کمری (ره)

مرحوم آیه الله سید حسین کوه کمری که از شاگردان صاحب جواهر و مجتهدی مشهور بود و حوزه ی درسی معتبری داشت، هر روز طبق معمول، در ساعت معین، برای تدریس خارج فقه و اصول به یکی از مسجدهای نجف می آمد. روشن است که تدریس خارج فقه و اصول، مرحله ای حساس، و مقدمه ی مرجعیت است.

روزی سید از جایی برمی گشت و نیم ساعت بیش تر به وقت درس باقی نمانده بود، فکر کرد در این وقت کم اگر بخواهد به خانه برود، به کاری نمی رسد، بهتر است به محل درس برود، به آن جا رفت، هنوز شاگردان اش نیامده بودند، ولی دید در گوشه ای از مسجد، شیخ ژولیده ای با چند شاگرد نشسته و تدریس می کند. مرحوم سیدحسین، درس او را گوش کرد، با کمال تعجب احساس کرد که این شیخ ژولیده، بسیار محققانه بحث می کند، روز دیگر راغب شد زودتر برود و به تدریس او گوش کند، نشست و گوش فرا داد و بر اعتقاد روز پیش اش افزوده گشت. این کار، چند روز تکرار شد و برای مرحوم سید، یقین حاصل شد که این شیخ از وی فاضل تر است و او از درس این شیخ استفاده می کند و اگر شاگردان اش به درس این شخص حاضر شوند، بهره ی بیش تری خواهند برد.

... روز دیگر که شاگردان اش آمدند و جمع شدند، گفت: «رفقا! امروز می خواهم مطلب تازه ای به شما بگویم. آن شیخ که در آن گوشه با چند شاگرد نشسته، برای تدریس، شایسته تر از من است و خود من هم از او استفاده می کنم، همه با هم می رویم به درس او» . و از آن روز در حلقه ی شاگردان شیخ ژولیده درآمد و این شیخ همان است که بعدها به نام حاج شیخ مرتضی انصاری، استاد المتأخرین، معروف شد. (4)

شیخ انصاری و سعید العلماء

مرحوم صاحب جواهر، در روزهای آخر زندگی اش که در اثر شدت بیماری امیدی به زندگی نداشت، دستور داد مجلسی تشکیل شود که همه ی عالمان طراز اول نجف، در آن شرکت کنند.

آن مجلس، بی حضور شیخ انصاری، تشکیل شد. صاحب جواهر فرمود: شیخ مرتضی را نیز حاضر کنید ! پس از جست وجو و تفحص، دیدند شیخ در گوشه ای از حرم شریف امیرالمؤمنین (ع) رو به قبله ایستاده و برای شفای صاحب جواهر دعا می کند. پس از دعا، شیخ را به آن مجلس هدایت کردند .

صاحب جواهر، شیخ را بر بالین خود نشاند و دست اش را گرفته بر روی قلب خود نهاد و گفت : «الان طاب لی الموت» اکنون مرگ بر من گوارا است. سپس به حاضران سفارش کرد: «هذا مرجعکم من بعدی» این مرد پس از من مرجع و رهبر شما خواهد بود. و به شیخ گفت: «از احتیاطات خود بکاه و بسیار سخت گیر مباش! زیرا که دین اسلام دینی سهل و آسان است» .

مجلس پایان یافت و پس از اندکی، پرنده ی روح صاحب جواهر به دیار قدس پر کشید و نوبت شیخ مرتضی رسید که مرجعیت امت را بر عهده بگیرد، اما او با این که ده ها مجتهد مسلم، اعلمیت اش را تصدیق کردند، از صدور فتوا و قبول مرجعیت، خودداری ورزید و به سعید العلماء مازندرانی (م حدود 1270 ق) که در ایران به سر می برد و شیخ قبلا در کربلا با وی هم درس بود و در آن هنگام او را بر خود ترجیح می داد نامه ای بدین مضمون نوشت: هنگامی که شما در کربلا بودید و با هم از محضر شریف العلماء استفاده می بردیم، استفاده و فهم تو، بیش از من بود، اینک سزاوار است به نجف آمده و این امر را عهده دار شوی.

سعید العلماء در جواب نوشت: آری، لیکن شمادر این مدت، در حوزه، مشغول تدریس و مباحثه بوده اید و من در این جا، گرفتار امور مردم، و شما در این مسئله از من سزاوارترید.

شیخ، پس از رسیدن جواب نامه، به حرم مطهر حضرت علی (ع) مشرف شده و از آن امام بزرگ خواست که وی را در این امر خطیر کمک کرده و از لغزش مصون بدارد. (5)

گریه ی شیخ انصاری

خادم حرم مطهر امیرالمؤمنین (ع) می گوید: طبق معمول، ساعتی قبل از طلوع فجر، برای روشن کردن چراغ ها، به حرم مشرف شدم، ناگهان از طرف پایین پای قبر حضرت امیر (ع) صدای گریه ای جانکاه و ناله ای سوزناک به گوش ام رسید. بسیار در شگفت شدم، خدایا این صدای کیست؟ این گریه ی جان سوز از کجااست؟ عادتا این وقت شب، زوار به حرم مشرف نمی شوند و....

آهسته آهسته پیش رفتم تا ببینم قضیه چیست، ناگهان دیدم شیخ انصاری، صورت بر ضریح مقدس نهاده و چونان مادر جوان مرده می گرید و به زبان دزفولی با سوز و گداز، خطاب به امام علی (ع) عرض می کند: «آقای من! مولایم! ای اباالحسن! یا امیرالمؤمنین! این مسئولیتی که اینک بر دوش ام آمده، بس خطیر است و مهم، از تو می خواهم که مرا از لغزش و اشتباه و عدم عمل به وظیفه، مصون بداری و در طوفان های حوادث ناگوار، همواره راهنمایم باشی، و گرنه از زیر بار مرجعیت فرار خواهم کرد و آن را نخواهم پذیرفت» . (6)

حزم در قبول مسئولیت

مرحوم سید محمد فشارکی، از بزرگ ترین شاگردان میرزای شیرازی و استاد حاج شیخ عبدالکریم حائری است. مرحوم حائری می گوید: من از استاد خود، آیه الله فشارکی شنیدم که فرمود: آن هنگامی که میرزای شیرازی اول درگذشتند، رفتم منزل، دیدم مثل این که در دل ام یک نشاطی هست، هر چه اندیشیدم جای نشاطی نبود، میرزای شیرازی در گذشته، استاد و مربی من بوده .. . مدتی اندیشیدم ببینم کجا خراب شده، این نشاط مال چیست؟ بالاخره به این نتیجه رسیدم که شاید نشاط از این است که همین روزها من مرجع تقلید می شوم. بلند شدم رفتم حرم و از حضرت خواستم که این خطر را از من رفع کند؛ گویا حس می کنم که تمایل به ریاست دارم.

ایشان تا صبح در حرم به سر می برد و صبح وقتی برای تشییع جنازه می آید، او را با چشمانی پر التهاب می بینند و معلوم بوده که همه ی شب را مشغول گریه بوده است و بالاخره تلاش کرد و زیربار ریاست نرفت. (7)

مشاوره در اعلمیت

مرحوم آیه الله سیداحمد زنجانی (ره) می نویسد: فرزند مرحوم سید محمد فشارکی قدس سره فرموده است: بعد از وفات میرزای شیرازی بزرگ، پدرم توسط من به مرحوم آقامیرزا محمد تقی شیرازی پیغام داد که «اگر شما خود را اعلم از من می دانید بفرمایید تا من زن و بچه ام را، در امر تقلید، به شما ارجاع دهم و اگر مرا اعلم می دانید شما خانواده ی خود را در مسئله ی تقلید، به من ارجاع دهید» .

هنگامی که این پیام را به میرزا رساندم، تاملی کرده و فرمود: «خدمت آقا عرض کنید که آقا خودشان، چه گونه می دانند؟» . من این سؤال را، که به منزله ی جواب بود، خدمت پدرم عرض کردم. پدرم فرمود: «برو عرض کن که: شما در اعلمیت، چه چیز را میزان و معیار می دانید؟ اگر دقت نظر، میزان باشد، شما اعلم اید، و اگر فهم عرفی معیار باشد، من اعلم ام.» .

من، دو باره این پیام را به میرزا رساندم. ایشان باز تاملی کرده و فرمودند: «خودشان کدام یک از این دو را میزان قرار می دهند؟» .

من بازگشتم و این جواب را که سؤال بود، ابلاغ کردم. آقا تاملی کرد و فرمود: «بعید نیست که دقت نظر، میزان و ملاک اعلمیت باشد. آن گاه فرمود که همگی از میرزای شیرازی تقلید کنیم» . (8)

لوازم مرجعیت

هنگامی که برای قبول مرجعیت، به آیه الله سید محمد فشارکی (ره) مراجعه کردند، فرمود : «من، شایسته ی مرجعیت نیستم؛ زیرا، ریاست شرعی، به جز علم فقه و شناخت احکام، امور دیگری از قبیل آگاهی از مسایل سیاسی و شناختن موقعیت امور جاری و موضع گیری های درست در هر کار را نیز لازم دارد و اگر من در این کار دخالت کنم، به تباهی کشیده می شود.برای من، غیر از تدریس، کار دیگری جایز نیست» .

و بدین گونه این عالم نفس کشته، مردم را به میرزا محمد تقی شیرازی ارجاع می دهد. (9)

شیخ محمد ابراهیم کلباسی (ره)

در احوال شیخ محمد ابراهیم کلباسی خراسانی (اصفهانی) نوشته اند که می فرمود: نمی خواستم رساله بنویسم، لیکن میرزای قمی ؛ حکم کرد که باید رساله بنویسی و فتوای خود را باز گویی ! من در پاسخ گفتم: «بدن ام، طاقت جهنم ندارد، ولی سرانجام به اصرار وی رساله نوشتم. (10)

سخنی از مرحوم ملاصالح مازندرانی (ره)

انما تصلح الرئاسه لمن یکون حکیما علیما شجاعا عفیفا سخیا عادلا فهیما ذکیا متواضعا رقیقا رفیقا حییا سلیما صبورا شکورا قنوعا ورعا وقورا حرا عفوا مؤثرا مسامحا صدیقا وفیا شفیقا مکافیا متوددا متوکلا عابدا زاهدا موفیا محسنا بارا فائزا بجمیع اسباب الاتصال بالحق متجنبا عن جمیع اسباب الانقطاع عنه. (11)

آیه الله سید صدرالدین صدر

مرحوم آیه الله صدر پدر امام موسی صدر ومرحوم آیه الله سید رضا صدر یکی از سه مرجعی بود که پس از آیه الله حائری و پیش از آیه الله بروجردی، حوزه ی مقدس قم را اداره می کردند . هنگامی که آیه الله بروجردی به قم آمدند، ایشان محل اقامه ی نماز جماعت خود را به مرحوم بروجردی واگذار کرد و خود از زعامت و ریاست تا حدود زیادی کناره گیری کرد و در بیان فلسفه ی این کار، این آیه ی شریفه را می خواند: (12) (تلک الدار الاخره نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض و لافسادا والعاقبه للمتقین) . (13)

محدث قمی (ره)

هنگامی که محدث قمی در مشهد اقامت داشت، ماه رمضانی در مسجد گوهرشاد منبر می رفت. مرحوم آخوند ملا عباس تربتی (14) که از علمای ابرار و روحانیان پارسا بود از تربت حیدریه به مشهد آمد تا در ماه رمضان از منبر حاج شیخ عباس قمی استفاده کند.

ملا عباس تربتی با محدث قمی سابقه ی دوستی داشتند و با همدیگر صمیمی بودند. یک روز محدث قمی از بالای منبر چشم اش به ملا عباس می افتد که در گوشه ای از مجلس پرجمعیت وی نشسته و به سخنان وی گوش می دهد.

همان وقت می گوید: «ای مردم! آقای حاج آخوند تشریف دارند، از ایشان استفاده کنید و با آن کثرت جمعیت که برای او آمده بودند و مهیای استماع از وی بودند، از منبر به زیر می آید و از آخوند می خواهد که تا آخر ماه رمضان به جای ایشان در حضور آن جمعیت منبر برود و خود در آن ماه، دیگر منبر نرفت» .

غلام همت آن ام که زیر چرخ کبود 
زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است (15)

میرزا حبیب الله رشتی

میرزای رشتی، مجتهدی بود عامل و وارسته و متقی و متواضع و به علت زهد کم نظیر و پرهیز از شهرت طلبی، هیچ گاه به دنبال عناوین و مقامات ظاهری دنیا نمی رفت و حتی از پذیرفتن سهم امام (ع) خودداری می کرد.

ویژگی های آن مرحوم موجب شد که بیش تر مردم، پس از آن که شیخ حسن نجم آبادی تهرانی، مرجعیت را بعد از شیخ انصاری به دلیل داشتن وسوسه در مقام استنباط نپذیرفت، این گونه فکر کنند که مرجعیت عام، به وی منتقل خواهد شد، ولی با این وصف، چون میرزای شیرازی در آن عصر، اصلح و دارای سیاست و مدیریت خاص بود، عالمان بزرگ، او را برای مرجعیت برگزیدند و میرزای رشتی هم به این جهت اعتراف داشت و لذا خود او مرجعیت میرزای شیرازی رامورد تأیید قرار داد. (16) بسیاری از علما، از هر کاری که اندک شائبه ریاست غیرالهی داشت، اجتناب می کردند تا در شبهات و محرمات نیفتند.

شیخ عبدالکریم ایروانی استاد میرزا حبیب الله رشتی علاوه بر تشخیص علمی، آن قدر اهل مراقبت بود که از امامت مسجد هم دست شست و خودش بعدها علت را چنین شرح می داد: در آغاز تحصیل، مرا به امامت مسجدی فرا خواندند. چند روز رفتم و دریافتم که شمار نمازگزاران روز به روز کم تر می شود. از کم شدن آنان غمگین شدم، با خود اندیشیدم که در این نماز، رضایت خداوند متعال حاصل نشده است و از آن پس، امامت را ترک کردم.

حسن ختام مقال را سخن امیر سخن، حضرت علی (ع) قرار می دهیم که:

الدنیا کلها جهل الا مواضع العلم؛ والعلم کله حجه الا ما عمل به، والعمل کله ریاء الا ما کان مخلصا؛ والاخلاص علی خطر حتی ینظر العبد بما یختم له.

همه ی دنیا، نادانی است مگر جایگاه های دانش؛ و علم و دانش همه اش، حجت و دلیل خدا، علیه انسان است به جز آن مقداری که بدان عمل شود؛ و به جز اعمال خالص، همه ی کارها ریا است، و اخلاص در معرض خطر است تا عاقبت کار روشن شود.

پی نوشت ها:

1 12 (یوسف): .55

2 18 (کهف): 103 و . 104

3 بحارالانوار، ج 73، صص 147146؛ هم چنین ر ک: الحیاه، ج 2 ، ص 390؛ سفینه البحار، ج 1 ، ص . 492

4 مکاسب، تصحیح کلانتر، ج 1، ص 150؛ مقدمه ی عدل الهی، ص . 347

5 زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، صص 74 73 ؛ نیز ر ک: الکلام یجر الکلام، ج 1 ، ص . 127

6 مکاسب، ج 1، ص 123 ، مقدمه .

7 یادنامه ی شهید قدوسی، ص . 203

8 الکلام یجر الکلام، ج 1، صص . 263262

9 بیدارگران اقالیم قبله، صص 127126 ؛ فوائد الرضویه، ص . 594

10 ریحانه الادب، ج 5 ، ص 43 ؛ قصص العلماء، ص 118 ؛ فوائد الرضویه، ص 10 ؛ بیدارگران اقالیم قبله، ص . 214

11 تحفه العالم فی شرح خطبه المعالم، ج 2 ، ص . 157

12 مجله ی نور علم، شماره ی 7، ص . 79

13 28 (قصص): . 82

14 برای آگاهی بیش تر رجوع شود به: فضیلت های فراموش شده.

15 حاج شیخ عباس قمی، مرد تقوا و فضیلت، صص 28 . 29

 

 

 

شهید مفتح بی تردید، عنصری بسیار فعال در مسائل اجتماعی و سیاسی بودند. فعالیت های ایشان در مسایل اجتماعی و سیاسی و آشنایی نزدیکشان با حوزه و دانشگاه سبب گردید به اهمیت وحدت حوزه و دانشگاه پی ببرند. مقاله ایشان تحت عنوان «وحدت مسجد و دانشگاه» که در سال های حدود 1340 در نشریه مکتب اسلام چاپ شده است، به خوبی نشان دهنده نوع تفکر و تلاش علمی استاد در زمینه ایجاد این وحدت می باشد.


ادامه مطلب...

 پدر بزرگوارش مرحوم، سید محمد تقی دستغیب، به سبب عشق وافری که به حضرت سیّد الشهدا، اباعبدللّه الحسین علیه السلام ، داشت و نیز به دلیل مقارن بودن زمان ولادت این کودک با ایّام جان سوز شهادت امام حسین علیه السلام ، نام او را«عبدالحسین» برگزید.


ادامه مطلب...

سلمان، که پیرو راستین پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) بود، راه آنان را پیش گرفت و حتی وقتی فرماندار مدائن بود، ساده زیستی را رها نکرد. زهد و وارستگی سلمان از ایمان عمیق او سرچشمه می گرفت; زیرا هر کس ایمان قویتر داشته باشد، از جاذبه های دنیوی آزادتر است.

ادامه مطلب...

حدیث

امام رضا (سلام الله علیه) : ما زارَني أحَدٌ مِن أولِيائي عارِفاً بِحَقّي إلّا شُفِّعتُ فيهِ يَومَ القِيامَةِ. هيچ يك از دوستانم مرا با شناختِ حقّم زيارت نمى كند مگر اين كه در روز قيامت شفاعتم از او پذيرفته مى شود. وسائل الشيعة - ج 10 - ص 434. میزان الحکمة : ج5- ص125- ح8175

تصاویر برگزیده

بدون تصویر

لینک های مفید

 

http://sms.ismc.ir/LoginPage.aspx?ReturnUrl=%2f%3fm%3dQuickSms&m=QuickSms

کتابخانه

موقعيت بينندگان

 

اوقات شرعی