(«اهل زمین، مورد رحمت و برکت الهی هستند؛ مادامی که از گناه و معصیت ترس داشته باشند، امانت خویش را ادا کنند و حق را دریابند و مورد عمل قرار دهند».1

(«بد شخصی است آن که دو چهره و زبان داشته باشد؛ در پیش رو چیزی گوید و پشت سر چیز دیگر».2

(«خسارت دیده و ورشکسته کسی است که عمر خود را هرچند به مقدار یک ساعت، بیهوده تلف کند».3

(«کسی که در امور زندگی خود با اهل معرفت مشورت کند، چنانچه درست عمل کرده باشد، مورد تعریف و تمجید قرار می گیرد و اگر خطا کند، عذرش پذیرفته است».4

(«مؤمن، همیشه همراه خود پنج چیز باید داشته باشد: مسواک، شانه، مهر و جانماز، تسبیح برای ذکر گفتن و انگشتر عقیق به دست راست داشتن در حال نماز و دعا».5

(«هرکه زبانش صادق باشد، اعمالش تزکیه است. هرکه فکر و نیتش نیک باشد، در روزی اش توسعه خواهد بود. هرکه به دوستان و آشنایانش نیکی و احسان کند، عمرش طولانی خواهد شد».6

(«مؤمن، همانند دو کفه ترازو است. هرچه ایمانش افزوده شود، بلاها و آزمایش هایش بیشتر می شود».7

1. وافی، ج 4، ص 433، ح 2273؛ تهذیب الاحکام، ج 6، ص 350.

2. بِئْسَ العَبْدُ یکوُن زاوجْهَین و ذالسانین، تحف العقول، ص 291.

3. اَلْمَغْبوُن مَنْ غَینَ عُمْرُهُ ساعَة، نزهه الناظر و تنبیه الخاطر حلوانی، ص 123، ح 6.

4. بحارالانوار، ج 75، ص 140، ح 37.

5. همان، ج 98، ص 136، ح 76.

6. همان، ج 75، ص 303.

7. همان، ج 78، ص 320.

 احادیث

فاطره ذبیح زاده

(«هرکس بخواهد [در هر زمینه ای] قوی ترین مردم باشد، باید در همه امور بر خداوند توکل کند»1

(«به همنوع خود خیر و نیکی داشته باش و سخن خوب و مفید بگو و به او بی توجه و ]در برابرش[ بی مسئولیت مباش!».2

(«مَثَل دنیا مانند آب دریاست که انسان تشنه، هرچه از آن بیاشامد، بیشتر تشنه می شود و آن قدر می آشامد تا هلاک شود».3

(«همانا خداوند دشمن دارد آن بنده ای را که زیاد بخوابد و دشمن دارد آن بنده ای را که بیکار باشد».4

(«خطر و ضرر علاقه به ریاست برای مسلمان، بیش از دو گرگ درنده است که به گله گوسفند بی چوپان حمله کنند».5

1. مَنْ اَرَادَ اَنْ یکونُ اَقْوَی النَّاسِ فَالْیتَوَکَّلُ عَلی اللهِ، بحارالانوار، ج 75، ص 327، ضمن ح 4.

2. اَبْلِغْ خَیراً وَ قُلْ خَیراً وَ لا تَکُنْ اِمَّعَة، همان، ج 2، ص 21، ح 62.

3. تحف العقول، ص 292.

4. وسائل، ج 17، ص 58، ح 4.

5. همان، ج 15، ص 350، ح 1.

 اشاره

 پیشوای هفتم

فاطره ذبیح زاده

پیشوای هفتم، حضرت موسی بن جعفر(ع)، در روز هفتم ماه صفر سال 128 هجری در ابواء دیده به جهان گشود. پدر گرامی اش امام صادق(ع) و مادر ارجمندش، حمیده بربریه، از زنان بافضیلت بود.

نامی که برای کودک انتخاب شد، موسی بود که تا آن روز در خاندان رسالت و امامت سابقه نداشت و یادآور مجاهدت های موسی بن عِمران(ع( بود. از آن حضرت با القاب کاظم، عبدصالح و باب الحوائج نیز یاد می شد و مشهورترین کنیه اش ابوالحسن و ابوابراهیم بود.

حضرت موسی بن جعفر(ع(، دوران کودکی را با مراقبت و تربیت پدر و مادر گرامی اش سپری کرد و بیست سال از دوران زندگی اش را در محضر پرفیض و مکتب سازنده پدر گذراند. در این مدت، از سیره و عمل عالی و ارزنده امام ششم الهام گرفت و از دانشگاه جعفری بهره ها جست. همواره، امام صادق(ع( امامت موسی بن جعفر را پس از خود، به یاران و شیعیان خود یادآوری می کرد و می فرمود: «پسرم موسی، بهترین انسان روی زمین است».

پس از شهادت امام صادق(ع) در سال 148 هجری، امام موسی کاظم(ع) به منصب پرافتخار امامت رسید. دوران امامت آن حضرت تا سال 183 هجری به طول انجامید. 35 سال امامت حضرت موسی بن جعفر(ع) با خلیفه های وقت، منصور دوانیقی، مهدی، هادی و هارون الرشید هم زمان بود. حضرت کاظم(ع) پس از رحلت پدر، رهبری و ارشاد علمی و فکری شیعیان را به عهده گرفت و گروه فراوانی از دانشمندان، محدثان، مفسران فقها و متکلمان را پرورش داد. شرایط سیاسی و حکومت منصور ایجاب می کرد که امام کاظم(ع) از جنبه علمی و از راه نشر آموزه ها، به جلوگیری از رواج عقاید منحرف و مبارزه با حکومت فاسد منصور بپردازد.

آن حضرت برای سامان دهی شاگردان پدر بزرگوارش، امام صادق(ع) که در سراسر مملکت پراکنده بودند، اهتمام بسیاری به خرج داد، تا آنجا که دشمن درصدد یافتن افراد مرتبط با آن حضرت برآمد. مأموران حکومت کوشیدند آن افراد را شناسایی کنند، ولی نتوانستند. سرانجام این افراد که رهبری آنها بر عهده موسی بن جعفر(ع) بود، به صورت گروهی بزرگ و نیرومند درآمدند، چنان که امام رضا(ع) پس از گذشت زمانی از این دوره فرمود: «پدرم می فرمود: من که در مدینه بودم، دست خطم در سراسر مملکت اجرا می شد».

امام موسی بن جعفر(ع) از هر فرصتی برای ابراز نارضایتی و خشم خود از حکومت هارون استفاده می کرد. آن حضرت همواره پیروان خود را از اعتماد به حکومت عباسی منع می کرد و می فرمود: «به آنان که ستمکارند، تکیه مکنید که گرفتار دوزخ می شوید!» بااین حال، یکی از یاران بزرگ خود به نام علی بن یقطین را از این فرمان استثنا کرد و اجازه داد منصب وزارت را در روزگار هارون به عهده گیرد. نقل است امام کاظم(ع) به او فرمود: «ای علی! تو یک چیز را برایم ضمانت کن، من سه چیز را برای تو ضامن می شوم. تو ضمانت کن هر یک از دوستان ما را دیدی، او را احترام کنی و حاجتش را برآوری. من ضامن می شوم که هرگز سقف زندان بر سرت سایه نیفکند و شمشیری پیکرت را مجروح نکند و فقر و تنگ دستی به خانه تو راه نیابد».

آن امام مظلوم، به دلیل حق گویی و افشاگری بر ضد خلفای بنی عباس به ویژه هارون الرشید، سال های بسیاری زندانی شد و حدود چهار تا هفت سال از عمر شریفش را در زندانی های مخوف به سر برد. کاظم آل محمد(ع)، ستاره ای از منظومه امامت بود که درخشش وجودش، انعکاس فضایل همه نیک سیرتان تاریخ است. سجده های طولانی و اشک های بسیار آن حضرت، از عشقی پایدار و ایمانی عمیق به ساحت پروردگار حکایت می کند، چنان که در زیارت آن بزرگوار می خوانیم: «حَلیفِ السَّجَدةِ الطَّوِیلَةِ وَ الدُّموعِ الغَریرَة؛ زندگی اش با سجده های طولانی و چشمان اشک بار همراه بود».1

هنگامی که امام موسی کاظم(ع) به دستور هارون به زندان افتاد، به درگاه الهی عرض کرد: «پروردگارا! مدت ها بود از تو می خواستم فراغتی برای عبادت به من عطا فرمایی. اینک خواسته ام را برآورده ساختی؛ تو را بر این نعمت سپاس می گویم».

1. بحارالانوار، ج 99، باب کیفیت زیارت، ص16.

 گفتار مجری

فاطره ذبیح زاده

(امشب جهان به عطر ولایت معطر است

زیرا شب ولادت موسی بن جعفر است

روییده در بهشت ولایت گلی کز آن

در هر مشام، رایحه ای روح پرور است

با این همه جلال خدایی بشر که دید

الحق که جای گفتن الله اکبر است

یک شنبه، هفتم ماه صفر، روز میلاد اسوه صبر و حلم، باب الحوائج، امام موسی بن جعفر(ع) است. ابوبصیر، از یاران امام صادق(ع) درباره ولادت امام هفتم نقل می کند: «در سفری که امام صادق(ع) و همسرشان از مکه به مدینه می رفتند، همراه آنها بودم. در میان راه، به روستای ابواء رسیدیم. به همراه امام مشغول خوردن غذا بودیم که پیامی برای آن حضرت آوردند. امام صادق(ع) به سرعت برخاست و به سمت خیمه زن ها رفت و پس از دقایقی شاد و خندان بازگشت و فرمود: «خدا به من پسری عطا کرده است که پس از من، به امر خدا، امام مردم خواهد بود».

(مادر امام موسی کاظم(ع)، «حمیده خاتون»، بانویی پاک و نمونه بود. امام باقر(ع) و امام صادق(ع) برای این بانوی بزرگوار احترام و توجه بسیاری قائل بودند. امام باقر(ع) در شأن عروسشان «حمیده» می فرمود: «حمیده مثل طلایی خالص و مصفا و از آلودگی ها پاک است. این از لطف خدا بر من و امام پس از من است که پای او به خانه و خانواده من باز شد».

این بانوی برجسته، نزد همسر خود، امام صادق(ع) علوم دینی را فرا گرفت و به درجه ای از کمال رسید، چنان که آموزگار زنان مدینه و پاسخ گوی پرسش های آنها بود. مادر امام کاظم(ع) را «فقیهه و عالمه» نیز می نامیدند.

امام صادق(ع) درباره این بانوی بزرگوار فرمود: «او، حمیده در دنیا و محمود و پسندیده در آخرت است».

(امام موسی کاظم(ع)، در دانش و زهد بی مانند بود، به گونه ای که حتی مخالفان آن حضرت نیز اقرار کرده اند که ایشان داناترین و پارساترین مردم در زمان هارون بود. ابوحنیفه در این باره می گوید: «او را در کودکی دیدم و از او پرسش هایی کردم. چنان پاسخ می داد که آشکار بود از چشمه ولایت سیراب شده است. او فقیهی دانا و متکلمی مقتدر و زبردست بود».

علو قدر او برتر ز افلاک

ز علمش گشته حیران عقل و ادراک

امامت را وجودش بود لایق

در آن معنا خبر می داد صادق

امام کاظم(ع)، از دوران کودکی در جلسه های علمی پدرشان امام صادق(ع) شرکت می کرد و گاه از سوی آن حضرت مأمور می شد با مخالفان بحث و مناظره کند.

امام صادق(ع) مقام علمی فرزندش، موسی بن جعفر(ع) را این گونه می ستود: «فرزندم موسی، این آمادگی را دارد که اگر تمام محتوای قرآن را از او بپرسی، با دانش کافی، پاسخ قانع کننده ای بدهد. او کانون حکمت و فهم و معرفت است».

(آغاز امامت موسی بن جعفر(ع) با حکومت خلیفه ستمگر عباسی، منصور هم زمان بود. در این دوره، شرایط خفقان آوری بر جامعه حاکم بود و جاسوسان منصور در همه جا حضور داشتند. بااین حال امام کاظم(ع) با تقیه، مکتب علمی امام صادق(ع) را همچنان زنده و پویا نگه داشت.

سید بن طاووس درباره مکتب علمی امام کاظم(ع) می نویسد: «بسیاری از یاران و شیعیان خاص امام کاظم(ع) و رجال خاندان هاشمی، در محضر آن حضرت گرد می آمدند و سخنان گران بها و پاسخ های آن حضرت به پرسش های حاضران را یادداشت می کردند...».1

(یکی از القاب مشهور پیشوای هفتم، امام کاظم(ع)، «باب الحوائج» است. این لقب، از زمان زیستن آن حضرت در میان اهل بغداد رواج یافت و حتی کسانی که آن حضرت را به امامت قبول نداشتند، به او باب الحوائج می گفتند. درباره کرامت امام کاظم(ع) می گویند کرامت آن حضرت به گونه ای بود که عقل ها متحیر می ماند و این نشان می داد که آن حضرت، نزد خداوند مقام والایی دارد. اجابت دعای امام هفتم را تضمین شده و سریع بیان کرده اند. مردم باور داشتند اگر هنگام گرفتاری، به آن حضرت متوسل شوند، حاجت های آنان برآورده می شود.

(کمال الدین محمد بن طلحه شافعی،2 موسی بن جعفر، امام هفتم شیعیان را این گونه می ستاید: «امامی بزرگ است که قدر و موقعیتی بس عظیم دارد؛ تلاشگری بی مانند؛ مشهور و معروف به بندگی است؛ مراقب در طاعت خداوند است؛ به کرامت ها مشهور است؛ شب زنده دار و در حال قیام و سجود است؛ روزها را روزه دار و در حال احسان و خیررسانی است؛ حلم او زیاد و گذشت او از متجاوزان بسیار است. ازاین رو، او را «کاظم» خوانده اند.... او را برای بسیاری عبادت، «عبدصالح» نیز نامیده اند...».3

(امام موسی کاظم(ع)، دریایی از کرامات بود. آن حضرت در برابر مشکلات و گرفتاری ها، با حلم و بردباری و جود و بخشش رفتار می کرد.

ابن اثیر، حلم و بزرگ منشی حضرت را این گونه توصیف می کند: «ازآن رو آن حضرت را کاظم لقب دادند که با او بدی می کردند و او آنها را با خوبی سزا می داد. او آن قدر به دشمنانش احسان و اکرام می کرد که همه شرمنده شوند».

امام کاظم(ع) در جود و سخاوت نیز بی مانند بود. «کیسه های سیصد دیناری» طلا که ایشان به نیازمندان عطا می کرد، با نام «صره های کاظمی»، ضرب المثل اهل حجاز و عراق بود.

میزان عطای امام موسی بن جعفر(ع)، به قدری بود که فرد بی نیاز می شد و معروف بود که ممکن نیست عطای موسی بن جعفر(ع) به کسی برسد و او باز نیازمند باشد.

(برخی افراد «تقیه کردن» را به دست کشیدن از مبارزه و سکوت و سکون تعبیر می کنند؛ درصورتی که «تقیه»؛ یعنی فرهنگ رازداری. در فرهنگ شیعه، «تقیه»؛ یعنی در حالت مخفیانه از خود و دین اسلام دفاع کنی. امام موسی کاظم، «زینت المجتهدین»؛ یعنی زینت عرصه های علمی بود. شیعیان آن حضرت، به دلیل اِعمالِ فشار از طرف حکومت بنی عباس، روایت های امام کاظم(ع) را با کنایه در میان مردم نقل می کردند و از آن حضرت با نام «عبدصالح، ابوالحسن و ابوابراهیم» نام می بردند.

در همین دوران پراختناق، امام کاظم(ع)، افرادی را برای نفوذ در دربار حاکمان وقت تربیت کرد. این افراد افزون بر اینکه اخبار را در اختیار امام می گذاشتند، بسیاری از مشکلات شیعیان را نیز حل می کردند.

1. الانوار البهیه، ص 91.

2. از بزرگان اهل سنت.

3. مطالب السئوول، ص 83.

 نکته ها

 معرفی برخی شاگردان امام موسی کاظم(ع)1

1. یونس بن عبدالرحمان: وی در اعتقاد به امامت موسی بن جعفر(ع) چنان استوار بود که کوچک ترین نرمش یا لغزشی را در برابر منحرفان روا نمی شمرد و در برخورد با فرقه هایی چون واقفیه، برخوردی قاطع داشت.

حضرت امام رضا(ع)، یونس بن عبدالرحمان را سلمان زمان خود معرفی کرده است و بیشتر دانشمندان شیعه، پرهیزکاری و پاکی او را ستوده، مقام علمی و فقهی او را تصدیق کرده و بدون هیچ گونه شبهه ای پذیرفته اند. یونس، عمر خود را بیشتر صرف نگارش کتاب می کرد و 30 کتاب در زمینه های گوناگون علوم اسلامی نوشته است.

2. محمد بن ابی عمیر: او در میان شیعیان و اهل سنت، محبوب و عابد و پارسا بود. محمد، روایت هایی را از امام هفتم نقل کرده و در آنها آن حضرت را با کینه «ابااحمد» مخاطب قرار داده است. او 94 جلد کتاب در مباحث گوناگون علمی، دینی و فقهی به رشته تحریر درآورده است و مجموعه روایت هایی که نقل کرده، به 654 روایت می رسد.

سرانجام محمد بن ابی عمیر، مورد خشم دستگاه خلافت عباسی قرار گرفت؛ زیرا هارون اعتقاد داشت اسرار فعالیت سیاسی و مبارزه های پنهانی شیعیان و اسناد ارتباط آنان با پیشوای هفتم در اختیار اوست.

3. محمدبن مفضل بن عمر جعفی: محمد را «باب امام کاظم(ع)» نامیده اند. او رابط میان مردم و حضرت بود. او فرزند مفضل است که امام صادق(ع) توحید معروف خویش را به وی املا فرمود.

4. محمد بن علی بن نعمان: کنیه اش «ابوجعفر» و لقب وی «مؤمن طاق» بود؛ زیرا مغازه اش در کوفه، در زیر طاقی قرار گرفته بود. او از بزرگان اصحاب امام ششم و امام هفتم است. محمد بن علی بن نعمان توان آن را داشت که با هر مخالفی بحث کند و بر وی پیروز شود.

5. حسن بن محبوب: او از راویان بزرگی است که فقهای شیعه بر صحت احادیث او اجماع دارند.

حسن بن محبوب، نزد امام هفتم و امام هشتم از احترام بسیاری برخوردار بود و از بزرگان عصر خود به شمار می رفت.

شیعیان اهل بیت(ع) از اطراف و اکناف دنیای اسلام نزدش می رفتند و از فضل و دانش او به ویژه در فقه بهره می برند. آثار او را شیخ طوسی در فهرست خود بیان کرده است.

6. ابوعبدالله بن یحیی کاهلی اسدی: از اصحاب امام کاظم(ع) است که نزد آن حضرت محترم بود و علمای رجال، او را بامنزلت و فاضل می دانند. امام کاظم(ع) خطاب به علی بن یقطین که در دستگاه هارون نفوذ داشت، فرمود: «از کاهلی اسدی و خاندانش نگه داری کن! من بهشت را برایتان ضمانت می کنم.» ابن یقطین نیز پذیرفت و زندگی او و خاندانش را تأمین می کرد.

7. صفوان بن یحیی: پس از اینکه صفوان علوم عقلی را از پدرش فرا گرفت، در حوزه درس امام کاظم(ع) حاضر و از آموزه ها و دانش آن حضرت نیز بهره مند شد. او از فقیهان، محدثان و متکلمان کم نظیر است. صفوان، افزون بر مقام شامخ علمی، جایگاه والایی در زهد و تقوا و عبادت داشت. او را یکی از وکیلان و نایبان خاص امام کاظم(ع) دانسته اند و می گویند افزون بر جمع آوری وجوه شرعی، مأموریت مهم نشر روایت های اهل بیت(ع) و هدایت شیعیان و مبارزه با مکتب های انحرافی آن عصر را بر عهده داشت.

8. علی بن یقطین: از دوستان و محبان موسی بن جعفر(ع) بود که در دستگاه هارون به وزارت رسید.

وی چندین بار خواست از این مقام استعفا کند، ولی حضرت مخالفت کرد. او برای ارتباط با امام و کمک به شیعیان و حمایت از محبان اهل بیت(ع) که در فقر و ناداری به سر می بردند، از مأموران مخفی استفاده می کرد.

9. ابن بزیع: وی از اعیان و رجال شیعه و شاگردان امام کاظم(ع) است. به دستور امام در تشکیلات بنی عباس شغل مهمی داشت و از مشاوران ویژه دستگاه خلافت به شمار می رفت. امور تعدادی از شیعیان جهان اسلام به دست او اصلاح شد. او به نیازمندان پناه می داد و عاشقان اهل بیت(ع) را از گرفتاری می رهانید.

1. سایت مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت(ع).

 متن ادبی

به یمن میلاد

فاطره ذبیح زاده

(هفتم ماه صفر، کوچه پس کوچه های روستای کوچک «ابواء»، ثانیه های بهشتی حضور موسی بن جعفر را به خود دید و به خود بالید از قدوم خجسته مولودی که آغوش حمیده خاتون را لبریز عطر ملکوت کرد و به چشم خود، آفتاب شادی را بر چهره نورانی صادق آل محمد(ع) به سیاحت نشست.

شب لبخند و سرور است امشب. خدا از صلب پدران برجسته و رحم مادران نجیب، موسایی دگر آورده است؛ موسای آل محمد که عصای علم و حلمش و شکوه زهد و عبادتش، نقشه فرعونیان بنی عباس را به خروش نیل سپرد.

وجود آمده رشک بهشت سرتاسر

به یمن مولد مسعود موسی جعفر

امام کل اعاظم، ولی حق کاظم

که کظم غیظش یادآورد ز پیغمبر

به جعفر بن محمد عطا شده پسری

که بوده است به پیرِ خرد هماره پدر

(

(اهل معرفت، پیشانی شکر بر زمین می سایند که امشب، شب فرخنده و پربرکت میلاد کاظم آل محمد است. ستاره ای دیگر در آسمان عصمت و امامت درخشیده و گلی دیگر از بوستان حرم فاطمی برآمده!

این مولد پاک، أبُ الرضاست؛ باب الحوائج است؛ کاظم غیظ و اسوه مجاهدت است. زندگی اش با مبارزه و ایستادگی آمیخته است و سلوکش، «نه» گفتن به دعوت ناحق و نادرست ستمگران است.

مکتبش امتداد دانشگاه جعفری است. متکلّم و فقیه و مجتهد، همگی شاگردان انوار حکمیانه اویند؛ هموکه می فرمود: «برتری یک فقیه بر یک عابد، مانند برتری خورشید بر ستارگان است».

ستم ستیزی و «تقیه» را با هم درآمیخت. او نماد استقامت و شهید مقاومت است.

(لقبش را کاظم گفته اند؛ چرا که حلم کاظمی او گوهر نایابی است. تاریخ، شکوه صبر موسی را از یاد نمی برد! چه بلندمرتبه است امامی که در برابر دشمنی جاهلان، آغوش لطف و احسان می گشود.

(آن حضرت را در حال کار و کوشش دیدند که از شدت فعالیت، عرق از سر و رویش روان بود. پرسیدند: چرا این کار را به عهده دیگران نمی گذاری؟ فرمود: «کار و تلاش شیوه پیامبران و اوصیا و صالحان بوده است».

(جاذبه ای بی مانند داشت که دل های پاک را چو آهن ربا به سمت خود متمایل می ساخت و بااین حال، از او هراسی در دل بداندیشان و ستمگران می افتاد که با دیدن او، خود را می باختند. وی مصداق این سخن رسول خدا بود که می فرمود: «خدا به مؤمن، سه ویژگی عطا کرده است: عزت دنیا، رستگاری آخرت و مهابت در دل ستم کاران».

(روزهای سخت زندان را با روزه داری و عبادت و تهجد سپری و از هر فرصتی برای خلوت با معبود استفاده می کرد. گاه خود هارون الرشید را می دیدند که به تماشای عبادت خالصانه موسی بن جعفر ایستاده است. ابن جوزی می گوید: «او را برای بسیاری عبادت و کوشش عبادی اش و نیز شب زنده داری هایش، عبدصالح خوانده اند».1

(دعا و نیایش های او همگی درس آموز و موعظه گونه است. گاه در حال سجده این گونه نجوا می کرد: «أَسْأَلُک الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْمَغْفِرَةَ بَعْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوِ عِنْدَ الْحِسابِ؛ بارخدایا! از تو راحتی هنگام مرگ و آمرزش پس از مرگ و گذشت و چشم پوشی به هنگام حساب رسی روز قیامت را درخواست می کنم».

گاه دعایش درسی اجتماعی در دل خود داشت و می فرمود: «بارخدایا! به تو پناه می برم از مال و ثروتی که زمینه ساز فتنه و بلایی برای من باشد و از نسلی که دشمن من شوند (سبب جهنمی شدن من شوند)».

برخی از نیایش های آن حضرت نیز جنبه فرهنگی داشت، آنگاه که دعا می کرد: «پروردگارا، طریق هدایت را به من بنما و مرا بر آن ثابت و پایدار بدار...!»

و گاه دعاهایش آموزه های سیاسی را گسترش می داد: «پروردگارا، آن گناهانی را بیامرز که دشمن را بر آدمی چیره می سازد و زمینه را برای نزول بلا فراهم می سازد...!»

(در برابر بندگان و بردگان فروتن بود و در برابر گردن کشان و فخرفروشان، مقاوم و بی اعتنا. آن حضرت مصداق این سخن امیر مؤمنان علی(ع) بود که فرمود: «فَأخْلَصَ لله فَآسْتَخْلَصَهُ؛ خود را برای خدا خالص و خدا نیز او را برای خود خالص کرد».2

1. علامه حلی، تذکره، ج 2، ص 103.

2. نهج البلاغه، خطبه 86.

 شعر

 باب الحوائج

سودابه مهیجی

ازْ آن زمان که در دو جهان صبر بوده است

در سینه ملاطفتِ او غنوده است

نه...، صبر حرف اندکی از لحظه های اوست

صبر و شکیب، او را عمری ستوده است

صبر، آبروی اندک و ناچیز خویش را

در محضر تلمّذِ او آزموده است

بر خشم صبر کرد و بر درد صبر کرد

دندان همیشه بر جگر زخم سوده است

تاریخ گرچه کینه او را به سینه داشت

او کینه را ز سینه دنیا زدوده است

باب الحوائجی که دو بازوی خسته را

بر روی دادخواهی دنیا گشوده است...

(

ای مرد! صبر و طاقت بی انتهای تو

از ما قرار و صبر چه آسان ربوده است!

عمری سروده ایم شکیب تو را، ولی

این قصه تا همیشه غمی ناسروده است

 زیرنویس

فاطره ذبیح زاده

(مبارک باد بر اهل زمین، قدوم فرزندی از تبار زمزم و منا! امشب خدا از دامن مقدس «حمیده»، موسایی دیگر برانگیخته است. طلوع انوار کاظمی بر پیروان و شیعیان آن حضرت مبارک باد.

(امام صادق(ع) به میمنت شکفتن هفتمین گل فاطمی، موسی بن جعفر(ع) فرمود: «این فرزندم از کسانی است که در خانواده ما فرزندی پربرکت تر از او برای شیعیان به دنیا نیامده است».1

(اسوه صلابت و صبر، امام موسی کاظم(ع) در تعریف فروتنی می فرماید: «فروتنی آن است که آنچه دوست داری دیگران درباره تو انجام دهند، همان را درباره دیگران انجام دهی».2

(موسی بن جعفر(ع) را «کاظم» لقب دادند؛ برای حلم و بردباری بی مانندش در برابر دشمنان. ابن اثیر، بزرگواری بی مانند او را چنین می ستاید: «آن قدر به دشمنان احسان و کرم می کرد که همه خجل و شرمنده می شدند».

(در جامعه ای که رفتار و منش امام کاظم(ع) الگو و سرمشق باشد، رایحه گذشت و حلم پراکنده می شود و گل های محبت و احسان، خارهای کینه و دشمنی را می خشکاند.

(پیشوای هفتم، باب الحوائج در حدیثی فرمود: «در میزان الهی، عمل و چیزی سنگین تر نیست از صلوات بر محمد(ص) و اهل بیت او».3

(میلاد موسی بن جعفر(ع) بر دو فرزند بزرگوارش؛ شمس الشموس، «علی بن موسی الرضا(ع)» و کریمه اهل بیت، «بانو فاطمه معصومه (س)» مبارک باد.

امشب در مهمان خانه دو فرزند باب الحوائج، به یمن میلاد پدر بزرگوارشان به روی تمام دل های مشتاق گشوده است.

(نام هفتمین عبدصالح و امام حلم را موسی نهادند، شاید به یاد مجاهدت های موسی کلیم؛ چراکه او در برابر فرعون بنی عباس، پاسدار و حامی دین خدا بود.

(ابن ابی الحدید درباره امام هفتم شیعیان می گوید: «او دین و فقاهت و عمل عبادی و رعایت حق بندگی را در خود جمع کرده و حلیم و صبور بود».4

(هنگام امامت امام کاظم(ع) در مدینه، دانشمندان و راویان حدیث و کسانی که در محضر پدرش امام صادق(ع) تحصیل کرده بودند، چون پروانه گرد شمع وجود او جمع می شدند و از علوم الهی و معارف بلند او کسب فیض می کردند.

(پیشوای عقل و خرد، امام آزاده، حضرت امام موسی کاظم(ع) می فرماید: «برای هر چیز دلیل و راهنمایی است و راهنمای شخص عاقل، اندیشه اوست».5

(امام کاظم(ع)، ستمدیده ای که سال ها از عمر خود را به جرم حق گویی و افشاگری علیه خلفای عباسی در زندان به سر برد، در گوشه زندان با خدا چنین نجوا می کرد: «خدایا! تو را شکر می گویم که فراغتی برای عبادت به من عطا کردی».

1. الکافی، باب نص علی الکاظم(ع).

2. وسائل الشیعه، ج 15، ص 273.

3. اصول کافی، ج 2، ص 494، ح 15.

4. شرح ابن ابی الحدید، ج 15، ص 273.

5. تحف العقول، ص 285.

 حکایت

 دنیا

فاطره ذبیح زاده

(هارون، سلطان گردنکش و متکبری بود که خود را از همه چیز و همه کس بالاتر می دانست. وی در خیال باطل خود بر ابرها می بالید و به وسعت حکومت خویش می نازید و می گفت: «ای ابرها! ببارید که هر کجا قطره های بارانتان ببارد؛ چه شرق و چه غرب، بر زمین های تحت حکومت من خواهد بارید و خراج و مالیات آن سرزمین را برای من می آورند».

روزی امام کاظم(ع) را به کاخ هارون بردند. هارون از او پرسید: «این دنیا چیست؟» حضرت امام فرمود: «این دنیا سرای فاسقان است.» سپس آیه 146 سوره اعراف را تلاوت کرد: «به زودی کسانی را که به ناحق در روی زمین ادعای بزرگی می کنند، از آیات خود دور خواهم کرد. اگر آنان هر آیه ای را ببینند، به آن ایمان نمی آورند و اگر راه رشد و کمال را ببینند، به سوی آن حرکت نمی کنند، ولی اگر راه گمراهی را ببینند، به سوی آن خواهند رفت.» هارون پرسید: «دنیا خانه کیست؟» حضرت فرمود: «دنیا برای شیعیان ما مایه آرامش و برای دیگران آزمایش است».

گفت وگو ها ادامه یافت و سرانجام هارون با درماندگی پرسید: «آیا ما کافریم؟» امام موسی بن جعفر(ع) پاسخ داد: «نه، ولی چنان هستید که خداوند متعال فرموده است: کسانی که نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را در محل تباهی فرود آوردند». (ابراهیم: 28)

 مدارا

(یونس بن عبدالرحمان، از یاران صدیق و از وکلای امام صادق(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) بود. وی روزی به محضر امام موسی بن جعفر(ع) آمد و با امام گرم گفت وگو شد. امام به او پندهای گوناگونی داد و سپس فرمود: «ای یونس! با مردم مدارا کن و با هرکس به اندازه معرفت و شعورش صحبت کن.» یونس به یاد حرف ها و دشنام های مردم افتاد. گویا امام از ناراحتی درونی وی آگاه بود. سپس گفت: «مولای من! مردم مرا بی دین و زِندیق خطاب می کنند.» امام کاظم(ع) فرمود: «گفتار مردم نباید در روحیه و افکار تو تأثیر بگذارد. اگر در دست تو جواهرات باشد و مردم بگویند سنگ ریزه در دست داری یا در دستان تو سنگ ریزه باشد و مردم بگویند جواهرات است، گفتار آنها هیچ گونه سود یا زیانی برای تو نخواهد داشت».1

1. بحارالانوار، ج 2، ص 66، ح 6.

 کتابستان

1. عمادزاده، حسین، مجموعه زندگانی چهارده معصوم (ع)، انتشارات مکتب قرآن.

2. عبدوس، محمدتقی و محمد محمدی اشتهاردی، آموزه های اخلاقی ـ رفتاری امامان شیعه، انتشارات دفتر تبلیغات.

3. قائمی، علی، در مکتب اسوه صلابت امام موسی کاظم(ع)، انتشارات امیری.

4. موسوی کاشانی، سید محمدحسن، بر امام صادق و امام کاظم(ع) چه گذشت.

5 پیشوایی، مهدی، پیشوای آزاده، قم، انتشارات توحید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حدیث

امام مهدی (سلام الله علیه) : أكثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم. براى تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد، كه مايه گشايش در كار شما است. كمال الدّين - ص 485

تصاویر برگزیده

بدون تصویر

لینک های مفید

 

http://sms.ismc.ir/LoginPage.aspx?ReturnUrl=%2f%3fm%3dQuickSms&m=QuickSms

کتابخانه

موقعيت بينندگان

 

اوقات شرعی